با این 3 کلمه یه جمله بساز ...
|
|
|
|
| نويسنده |
پيغام |
admin
مدیر کل سایت

 وضعیت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1454 امتياز: 1856 تشکر کرده: 345 تشکر شده 38 بار در 32 پست
محل سكونت: ایران خاک دلیران |
|
 |
یک نکته رو من تاکید بکنم که yasbahary, جان گفتن یک جمله بسازیم.
با کامپیوتر از اینترنت تصاویری از چای سبز گیلان و سیگاری های کرمان دیدم.
عشق- ایران- کشک |
_________________ یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد |
|
|
|
| نويسنده |
پيغام |
yasbahary
مدیر تالارگفتمان

 وضعیت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2846 امتياز: 3193 تشکر کرده: 102 تشکر شده 238 بار در 221 پست
محل سكونت: ایران |
|
 |
یک روز که چشمامو بسته بودم داشتم با خدا درد دل میکردم آقا رضا اومد و یک فنجون قهوه را ریخت روی لباسم
الاغ ، برادر ، لنگه کفش |
|
|
|
|
| نويسنده |
پيغام |
yasbahary
مدیر تالارگفتمان

 وضعیت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2846 امتياز: 3193 تشکر کرده: 102 تشکر شده 238 بار در 221 پست
محل سكونت: ایران |
|
 |
توجه!در جمله الهام نام امین هستش
لنز - گل - پاچه بزی |
|
|
|
|
| نويسنده |
پيغام |
admin
مدیر کل سایت

 وضعیت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 1454 امتياز: 1856 تشکر کرده: 345 تشکر شده 38 بار در 32 پست
محل سكونت: ایران خاک دلیران |
|
 |
yasbahary, جان من که معنی جمله ای که ساختی رو نفهمیدم
وقتی آدم به یه نفر میگه ابروهات پاچه بزی هست در واقع شوخی کرده و در حقیقت اون گل رو خیلی دوست داره و حاضره جونشو حتی بده و براش لنز بخره.
بیشتر یه داستان شد. این جمله ای که گفتم مصداق یکی از فامیل هامون هم شد و یاد اون افتادم.
فضول-فضولات-شلوار
سخت شد نه؟ ببینیم کی میتونه جمله های با معنی بگه و سه کلمه های سخت بگه. |
_________________ یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد |
|
|
|
| نويسنده |
پيغام |
yasbahary
مدیر تالارگفتمان

 وضعیت: آفلاين 12 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2846 امتياز: 3193 تشکر کرده: 102 تشکر شده 238 بار در 221 پست
محل سكونت: ایران |
|
 |
یکی از دوستام میگفت توی جمعه بازار زنی را دیده که سبدی دستش بود که یک اسب کوچیکم توش خوابیده بود
خورش قومه سبزی -پستونک-آدامس  |
|
|
|
|
|