_________________
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و زما یاد نکرد