توجه: ضمن عرض خوش آمد، شما به عنوان مهمان این صفحه را مشاهده می نمایید و دارای محدودیت هستید. لینک ها و تصاویر بصورت غیرمستقیم نمایش داده می شود.
جهت استفاده کامل و رفع محدودیت ها لطفا وارد شوید و یا در کمتر از 2 دقیقه عضو پرتال بزرگ ایرانیان شوید.
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
اشعار استاد محمد رضا عالی پیام - تالار گفتمان ایرانیان • مشاهده مبحث - اشعار استاد محمد رضا عالی پیام



این محل تبلیغات برای کاربران بالای 10000 پست نمایش داده نمی شود.

اشعار استاد محمد رضا عالی پیام

اشعار و متون طنز و فکاهی را در این انجمن قرار دهید.

پستتوسط yasbahary » جمعه ارديبهشت ماه 24, 1389 3:07 pm

اشعار استاد محمد رضا عالی پیام

اشعار استاد محمد رضا عالی پیام


سروده های زیبای استاد را نشنوید نصف عمرتان به فنا رفته

پس با ما همراه باشید و اشعار استاد را دانلود نمایید و لذت ببرید ضمنا نظر فراموش نشه



اولین شعر رو شعر گاویه رو میذارم که اول سال 88 سروده شد


فایل صوتی


فایل تصویری
آخرين ويرايش توسط yasbahary on شنبه ارديبهشت ماه 25, 1389 1:10 pm, ويرايش شده در 2.

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
my-i-world (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط yasbahary » جمعه ارديبهشت ماه 24, 1389 3:09 pm

شعر وصیت شیخ - شل کن سفت کن-شرح حال مجسمه فردوسی

شعر وصیت شیخ - شل کن سفت کن-شرح حال مجسمه فردوسی



دانلود فایل صوتی


دانلود فایل تصویری

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
my-i-world (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط yasbahary » جمعه ارديبهشت ماه 24, 1389 3:17 pm

شعر یکی بود یکی نبود - قوم و خویش خدا(اون که ریش دارد و من نه)

شعر یکی بود یکی نبود -  قوم و خویش خدا(اون که ریش دارد و من نه)

حتما بچه ها دانلود کنید


دانلود فایل صوتی


دانلود فایل تصویری

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
my-i-world (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط spara » دوشنبه ارديبهشت ماه 26, 1389 12:53 am

لطفا تکستش رو هم بنویسید که بدونیم چه جوریاست و بعد دانلود کنیم. اینجوری باید 3هزار سال صبر کنیم تا دانلود بشن و بعد خوشمون نیاد
نماد کاربر

spara
دارای مدال برنز
دارای مدال برنز
 
نام واقعی: آقا محمد خان
پست ها : 5759
تاريخ عضويت: پنج شنبه بهمن ماه 14, 1388 12:00 am
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
تشکر کرده: 1584 بار
تشکر شده: 1409 بار

پستتوسط my-i-world » دوشنبه ارديبهشت ماه 27, 1389 11:35 am

^شعراش حرف نداره دانلود کن مطمئن باش ضرر نمیکنی

برای نویسنده این مطلب my-i-world تشکر کننده ها:
yasbahary (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

my-i-world
عضو فعال
عضو فعال
 
نام واقعی: فرهاد
پست ها : 906
تاريخ عضويت: جمعه فروردين ماه 13, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 220 بار
تشکر شده: 153 بار

پستتوسط yasbahary » دوشنبه ارديبهشت ماه 27, 1389 3:09 pm

شعر مالیات - داماد آدم - توپ خالی

شعر مالیات - داماد آدم - توپ خالی


به دستور آقا محمد از حالا تکست های اشعار استاد هم در اینجا گذاشته میشود

مالیات

چون که مأمور مالیات آمد
گشت دنیا خراب روی سرم
دفتر و دستک مرا هی جست
تا کشد مو ز ماست در نظرم
گفتمش: بی خودی تلاش مکن
چون هدر رفته کل خشک و ترم
آن چنان ور شکسته ام امسال
راست دیگر نمی شود کمرم
گفت: آن چه "درآمده" بنویس
من نوشتم "در آمده پدرم"


داماد آدم

دوش مادر زن به من پرخاش کرد
هیکلم با چوب آش و لاش کرد
گفت : ای داماد ، ای آدم نشو
حیف آن دختر که من دادم به تو
من نمی دانستم آدم نیستی
لایق لطف دمادم نیستی
هر کسی داماد شد در عمر خویش
بی گمان یا خر بود یا گاومیش
گفتمش : من اول آدم بوده ام
تاج گل بر فرق عالم بوده ام
بعد از روی جوانی خر شدم
پایبند خانه و همسر شدم
آدم اول کم کَمَک خر می شود
بعد از آن ناچار شوهر می شود
هر کسی کو زن گرفت از بی غمی
نام او دیگر نباشد آدمی
غیر شوی حضرت حوا ، که بود
شوهری «آدم» بر او صدها درود
حق تعالی نام او آدم گذاشت
چون که این داماد ، مادر زن نداشت


توپ خالی

آن کسانی که کلاه زهد بر سر می کنند

گاه گاهی دُم به خُم مالیده لب تر می کنند

روز در انتظار مردم یرکعون و یسجدون

شب که شد هر آن چنان  را آن چنان تر می کنند

گر حرام است این می خون رنگ در آیین شان

پس چرا خون دل ما را به ساغر می کنند

مردمان چون آتش در زیر خاکستر مدام

با دو دست خویشتن هی خاک بر سر می کنند

خر فقط یک بار پایش می رود در چاله ای

دوستان !؟ هر اشتباهی را مکرر می کنند

شاخ و شانه می کشند از بهر ما بیچاره ها

توپ خالی بهر ملت دمبدم در می کنند

ناهیان منکر از فرط شتاب روز حشر

این جهان ، کار نکیر و کار منکر می کنند

قاضیان از روی ظاهر حکم بر باطن دهند

پای خود را در میان کفش داور می کنند

زیر کرسی دوش با حافظ گرفتم فال حال

شاهد آمد  قدسیان این شعر از بر می کنند :

«واعظیان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند»

گفتم ای حافظ سخن از قول هالو گفته ای

ورنه این مردم کجا این قول باور می کنند؟

دانلود لینک صوتی

دانلود لینک تصویری

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها: 2
my-i-world (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am), spara (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 10.53%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط yasbahary » دوشنبه ارديبهشت ماه 27, 1389 3:19 pm

شعر برکت پول - شعر درمانی

شعر برکت پول - شعر درمانی

برکت پول

میان راه قم پولی مقدس
رسید از دست محبوبی به دستم
دو پانصد چوق تا ناخورده ی نو
گرفتم ، مفت چنگم ، ناز شستم
به دقت تا نموده تو ی کیفم
نهاده، زیپ آن را سفت بستم
ولی ناگاه افتاد اتفاقی
که تا این لحظه هم مبهوت هستم
دو لاستیک عقب آن سان  ترکید
که من یک متر و نیم از جای جستم
چهل سبز هزاری خرج آن شد
به شهر قم به خاکستر نشستم
در گوش رفیق خویش گفتم :
نگویی من خرافه می پرستم
ولی ای دوست می بینی چگونه
ز فیض اسکناست ورشکستم
کمال برکتش آن سان اثر کرد
که می سوزد همی جای نشستم

شعر درمانی

من شنیدم ز رادیو روزی

شعر اعصاب را کند درمان


می شود درد ای ایی اچ پی خوب

ضعف اعصاب می شود جبران

شعر در جان نشاط افزاید

آدم غصه دار می خندد

می نماید کلسترول تنظیم

اوره از خون فلنگ می بندد

این خبر چون در انجمن پیچید

شاعری رفت یک مطب وا کرد

گشت مشغول شعر درمانی

کار و بارش گرفت و غوغا کرد

تا که روزی زنی بیامد و گفت

وضع اعصاب بنده ناجوره

ضعف اعصاب دارم ای دکتر

زود در می رم من از کوره

شاعر دکتر آن زمان پیچید

نسخه ای بهر آن زن پر غم

داد دستش سپس به او فرمود

مصرفش کنن چنان که می گویم

چند شعر دوبیتی کوتاه

از برایت نوشته ام اینجا

هر زمان درد تو مشدد شد

باید آن را بخانی از بالا

این غزل بعد شام و صبحانه

خوانده باید شود بلند و شدید

این رباعی برای وقت نهار

موقع خواب یک ، دو شعر سپید

قرقره کن به زیر لب هر روز

شعر نو شعر های نیمایی

بعد یک روز در میان باید

این قصیده شیاف بنمایی

لینک صوتی

لینک تصویری

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
my-i-world (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
mehdi5338
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط spara » سه شنبه ارديبهشت ماه 28, 1389 2:49 pm

شعراش خیلی شبیه عبید زاکانه. ممنون الهام خانوم
نماد کاربر

spara
دارای مدال برنز
دارای مدال برنز
 
نام واقعی: آقا محمد خان
پست ها : 5759
تاريخ عضويت: پنج شنبه بهمن ماه 14, 1388 12:00 am
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
تشکر کرده: 1584 بار
تشکر شده: 1409 بار

پستتوسط yasbahary » پنج شنبه خرداد ماه 5, 1389 12:34 am

شعر دزد واسکندر - روزه زاهد -  عیسى به دین خویش - موسى به دین خویش


دزد و اسکندر

من شنیدم زمان اسکندر

مردک شاخدار ویرانگر

دزد دریایی یی به دام افتاد

بعد یک جنگ سخت و پر ز خطر

گفت با او سکندر مقدون:

تو خجالت نمی کشی عنتر؟

روی کشتی سوار بر دریا

می دهی جان مردمان به هدر؟

مال آن ها به زور میگیری

به کنیزی بری زن و دختر

چون که پرخاش او فرو کش کرد

داد پاسخ که: ای امیر قدر

چون مرا هست "یک" عدد کشتی

نام من هست دزد غارتگر

ور نه گر داشتم "دوصد" کشتی

نام من بود چون تو اسکندر

فاتح و قهرمان تاریخی

نه چنین دزد بی پدر مادر

فرق من با تو در کم است و زیاد

ورنه ما هر دو مثل همدیگر


این حدیث از برای تو گفتم

ای که می دزدی آفتابه، اگر...

خود رها سازی این دله دزدی

روی آری به شیوه ای دیگر

رانت خواری کنی ترلیونی

می نشینی به روی چشم بشر

نام تو هست حضرت آقا

مایه ی فخر ملت و کشور

ور نه حقت بود به تو گویند

دله دزد مشنگ خاک به سر


روزه زاهد

تو ای زاهد که نشناسی خدا را

معمایی است بر ما روزه ی تو

به مال غیر دستانت گشاده است

به نان و آب بسته پوزه ی تو

تو پنداری که با زهد ریایی

به جایی میرسد دریوزه ی تو؟

گمان کردی که همچون گربه کوره

ببارد آسمان از زوزه ی تو؟

خدا داند اگر ملت نداند

که باشد ریگ ها در موزه ی تو

فلک کی می شود برچیند از بن

بساط مکر و کاسه کوزه ی تو


خدا هم قات زد... استغفرالله

ز مکر و حیله ی هر روزه ی تو


عیسى به دین خویش - موسى به دین خویش

خاخامى و کشیشى و شیخى خداپرست

بودند  همسفر همه  همراه کاروان

در بحث و گفتگو که چه سان خرج مى‏کنند

صدقات و نذر و وقف و وجوهات بیکران

خاخام گفت: روى زمین مى‏کشم خطى

پول و طلا و نقره بریزم به روى آن

در سمت راست آن چه که آمد از آن من

در سمت چپ از آن خداوند لامکان

گفتا کشیش: من بکشم گِرد ، دایره

وانگاه پولِ صدقه بپاشم در آن میان

بیرون دایره ، ز براى من و عیال

در مرکز آن چه ماند ، براى خدایگان

شیخ از چنین مهاجّه آشفت و نعره زد

اى لعنت خدا به شما ، اى حرامیان

دست طمع دراز به آتش نموده‏اید

دوزخ گشوده بهر شما معده و دهان

مال خداست آن چه که انفاق میشود

او مالک است و رازق روزىِ انس و جان

ما بندگان بى‏سر و پا را نمى‏سزد

بیت المنال و مال خدا را چپوچپان

تصمیم از آن اوست که روزى به ما دهد

یا نعمتش دریغ نماید ازین و آن

عیسى به دین خویش و موسى به دین خویش

باشد درست لیک نه از بهر آب و نان

آن دو ازو سؤال نمودند شیخنا

پس شیوه‏ى تو چیست ؟ بگو از برایمان

گفتا که من: به عرش بپاشم هر آن چه هست

وانگاه گویم اى ملک الملک و المکان

این‏ها همه  از آن تو باشد بدون شک

بردار هر چه را که بود میل تو در آن

سهم من است هر چه که برگشت روى خاک

سهم خداست هر چه بماند در آسمان

***

هالو  در این میانه سر ماست بى‏کلاه

باور نمى‏کنى ، برو تاریخ را بخوان


دانلود لینک صوتی

دانلود لینک تصویری
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط yasbahary » يکشنبه تير ماه 13, 1389 8:19 pm

شعر جیم بل - فیها خالدون

شعر جیم بل - فیها خالدون




جیم بل

گاه می گیرد دلم از دیم دیراخ (1)

گاه می میرد دل از دیلا فتاواخ (2)

گاه پا می ماند از میس ماس منوچ (3)

گاه دستم میرود سوی توتوچ (4)

گاه چشمم بسته بر میس ماس ممه (5)

گاه گوشم خسته از دیمبال لمه (6)

گاه می ماند زبان از قیل قیلن (7)

صد دریغ از یک اون از یک اهن ( 8 )

بر دهانم مهری از میچ ماچ تالون (9)

گشته افکارم نی نیش ناش ناش چاپون (10)

ساقیا از جام سیخ لالای خود (11)

ساغری ما را بده فینگیل نخود (12)

هر که درک شعر هالو را نبیق (13)

یا بود جیم بل و یا پیچ بین تیلیق (14)

توضیحات:

1_ دیم دیراخ به معنی بی وفایی _ اصل لغت احتمالا باید ترکی باشد . شبیه این لغت در متن نامه چهارم عثمان پاشاه عثمانی به شاه طهماسب صفوی دیده شده است که به همین معنی به کار رفته است . بعضی این لغت را با داراخ به معنی درخت اشتباه می کنند .

2 _ دیلافتاواخ به معنی تنهایی . اصل لغت مغولی است و اولین بار توسط چینگیز در حوالی سبزوار شنیده شد که به پسرش دستور داد : کسی وارد خیمیه ی من نشود ، می خواهم ساعتی دیلا فتاواخ باشم .

3 _ میس ماس منوچ : رفتار _ این لغت اوستایی است که در حمله ی اعراب به ایران منسوخ شده ولی دوباره با روی کار آمدن سلسله طاهریان در خراسان یواشکی باب شد .

4 _ توتوچ : طناب دار _ اصل لغت چینی است که توسط گالیور از طریق راه ابریشم به ایران آمد و در حوالی سمنان وارد زبان فارسی شد .

5 _ میس ماسه ممه : زیبایی ها _ در یک نسخه خطی در کتابخانه آکسفورد لندن این لغت چیز دیگری معنی شده که عفت قلم اجازه نوشتن نمی دهد .

6 _ صدای ساز _ دیمبال لمه همان ریشه ی لغت دامبولی ک.. است که در صیغه استفعال استامبول می شود . استامبولی پلو یعنی پلویی که باید با ساز و آواز خورده شود .

7 _ گفتار _ قیل قیلن همان قیل و قال است که با قلقلک همراه باشد .

8 _ اهن و اهون را که همه با آن سر و کار دارید و احتیاج به ترجمه ندارد .

9 _ میچ ماچ تالون : سکوت _ این لغت را مسعود سعد سلمان بر دیوار زندان نوشت . سال ها بعد فرخی یزدی آن را خواند و به ملک الشعرای بهار نشان داد . ملک العشرا هم که بعد از آزادی از زندان به اصفهان تبعید شد آن را به اصفهانی ها یاد داد و اصفهانی ها هم آن را به نام خود ثبت کردند . یزدی ها برداشت ماچ و بوسه از آن دارند که به کلی غلط است . والله اعلم .

10 _ نی نیش ناش ناش چاپون : مغشوش . با تخمه جاپونی اشتباه نشود .

11 و 2 _ سیخ لالا به معنی بلورین و فینگیل نخود به معنی شیر افکن آمده است . این واژه جدید است و بعد از جمع شدن بساط آبکی و رواج دود یا به عبارت بهتر تبدیل ساغر و می به منقل و وافور ، لغات سیخ و نخود و ... به جای ساغر و باده و ... رواج یافته است .

13 _ «نبیـق» به معنی «نکرد» می باشد .

14 _ جیم بل : احمق
15 _پیچ بین تیلیق : ماچه الاغ (دور از جان)


فیها خالدون

خم شده پشت نحیف جمله ی مستضعفون

از فشار بی حد و اندازه ی مستکبرون

عده ای ألطائبون العابدون الحامدون

سائهون الراکعون الساجدون الآمرون

گفتم آخر این چه اوضاعی ست ای ألآمرون

این نباشد آن چه ما کانوا به تستبشرون

این مدینه فاضله باشد که أنّا توعدون؟

گفت این هذا الذی کنتم به تستعجلون

گفتم از چه تند می رانی خر خود را چنین

در جوابم گفت چون إنا لنحن الغالبون

گفتمش قدری به ملت ده ز ممّا یجمعون

گفت هر کس می خورد روزی ز ممّا تکسبون

گفتم از چه گشته ای بر مردمان ذی انتقام

گفت چون أم أبرموا أمرَا فَأنّا مبرمون

گفتم این شلاق ها بر گرده ی مردم ز چیست

گفت ما إنّا هدیناهم لعلّ تهتدون

گفتمش آیا بهشت زورکی ما را دهی

گفت ما خیر شما خواهیم و أنتم معرضون

گفتمش یبقی به کفر ملک و لا یبقی به ظلم

خوش درخشیدی ولی چون دولت مستعجلون

بسته ای اغلال فی اعناق ملت تذهبون

بعد هم خوشحال می خندی و کنتم تفرحون

گفت هر کس را که قدرت هست لا خوفُ علیه

لا یمسّ السوء آن ها را و لا هم یحزنون

گفتم او را "فَخرِجوا" این را که کردی داخلون

گفت آن را می فشارم تا به فیها خالدون


بعد هم چپ چپ نگاهم کرد مغضوب علیّ

زیر لب گفتم به خود انا الیه راجعون


دانلود لینک تصویری


http://dc168.4shared.com/download/152536101/58224500/halloo_07.mp3?tsid=20091208-141933-950ae5ac

برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
admin (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
mehdi5338
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط spara » سه شنبه تير ماه 14, 1389 1:16 am

این فیها خالدونو ما به پیکانای جست پایین میگیم.
نماد کاربر

spara
دارای مدال برنز
دارای مدال برنز
 
نام واقعی: آقا محمد خان
پست ها : 5759
تاريخ عضويت: پنج شنبه بهمن ماه 14, 1388 12:00 am
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
تشکر کرده: 1584 بار
تشکر شده: 1409 بار

پستتوسط yasbahary » پنج شنبه مرداد ماه 14, 1389 5:41 pm

انرژی هسته ای

انرژی هسته ای

امشب از بهر خدا یادم بکن

از غم و از رنج آزادم بکن

هستی من از انرژی شد تهی

با انرژی هسته ای شادم بکن


...


کم با دل بینوای من بازی کن

هی عشوه گری و ناز و طنازی کن

تحریم مکن مرا ز نوش لب هات

برخیز به بوسه ای غنی سازی کن


...



آن هیکل رعنا و تک ت ما را کشت

آن پنجه ی نرم و نازک ت ما را کشت

با پنجه خود زدی به من یک سیلی

پنج به علاوه ی یک ت مارا کشت


...


دیشب سر شام برق ما رفت که رفت

اوضاع من و عیال من شد هشلفت

بر سفره چراغ گرد سوزی بنهاد

یعنی به میان سفره مان آمد نفت


...


آنان که به احمدی نژاد مفتخرند

هرگز تو مپندار که هالو و خرند

دیروز در خانه ی او جمع شدن

شاید دو ، سه تا گوجه فرنگی بخرند


برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
spara (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار

پستتوسط spara » پنج شنبه مرداد ماه 14, 1389 7:53 pm

Re: انرژی هسته ای

yasbahary نوشته است:

بر سفره چراغ گرد سوزی بنهاد

یعنی به میان سفره مان آمد نفت


...


آنان که به احمدی نژاد مفتخرند

هرگز تو مپندار که هالو و خرند

دیروز در خانه ی او جمع شدن

شاید دو ، سه تا گوجه فرنگی بخرند



نماد کاربر

spara
دارای مدال برنز
دارای مدال برنز
 
نام واقعی: آقا محمد خان
پست ها : 5759
تاريخ عضويت: پنج شنبه بهمن ماه 14, 1388 12:00 am
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
تشکر کرده: 1584 بار
تشکر شده: 1409 بار

پستتوسط yasbahary » شنبه خرداد ماه 17, 1392 12:32 am

Sorry, the content of this post has been lost

Sorry, the content of this post has been lost, for more information click
here
Admin - Reza Taylor

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
ashegh1995
نماد کاربر

yasbahary
مدیر بازنشسته
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 9622
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1622 بار
تشکر شده: 1668 بار


بازگشت به شعر ها و نثرها و متون طنز و خنده دار ادبی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان




این محل تبلیغات برای کاربران بالای 5000 پست نمایش داده نمی شود.