جوک و لطیفه

جوک و لطیفه های خوشمزه و بی مزه را در این انجمن قرار دهید. مطالب طنز ادبی را در این انجمن قرار ندهید زیرا مطالب طنز ادبی در بخش ادبیات انجمن مخصوص دارد.

پستتوسط yasbahary » شنبه شهريور ماه 13, 1389 12:34 pm

تركه تو اردبيل ميميره، اعلاميه اش رو ميزنن به ديوار، تو انتخابات راي مياره


امضا






نماد کاربر

yasbahary
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 7582
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1299 بار
تشکر شده: 1283 بار

پستتوسط Sheva7 » يکشنبه شهريور ماه 13, 1389 1:21 am

از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه
امضا


__________________________________________________________



هرگز نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب،

دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

زیر آواری از رنگها

مدفون شد!


_____________________________________________













نماد کاربر

Sheva7
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: ایمان
پست ها : 5946
تاريخ عضويت: جمعه مرداد ماه 29, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 887 بار
تشکر شده: 1305 بار

پستتوسط yasbahary » سه شنبه مهر ماه 27, 1389 7:38 pm

يه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.

ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!

**************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

*************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!

**********************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!

******************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.

***************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم
امضا







برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
Mskaulitzhood (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 7582
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1299 بار
تشکر شده: 1283 بار

پستتوسط Sheva7 » يکشنبه آبان ماه 8, 1389 1:40 am

ترکه پشت ماشینش مینویسه شاید این شنبه بیاید شاید میگن مرد حصابی اون که شنبه نمیاد میگه من حصاب کردم جمعه میرسه تهران شنبه میرسه اینجا
امضا


__________________________________________________________



هرگز نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب،

دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

زیر آواری از رنگها

مدفون شد!


_____________________________________________













نماد کاربر

Sheva7
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: ایمان
پست ها : 5946
تاريخ عضويت: جمعه مرداد ماه 29, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 887 بار
تشکر شده: 1305 بار

پستتوسط Sheva7 » يکشنبه آبان ماه 8, 1389 1:41 am

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.فردا صبح یک ماشین پژو 206 نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو 206 نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.امّا داماد از جایش تکان نخورد.او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت

امضا


__________________________________________________________



هرگز نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب،

دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

زیر آواری از رنگها

مدفون شد!


_____________________________________________














برای نویسنده این مطلب Sheva7 تشکر کننده ها: 2
admin (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am), alimortazavi (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 10.53%
 
نماد کاربر

Sheva7
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: ایمان
پست ها : 5946
تاريخ عضويت: جمعه مرداد ماه 29, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 887 بار
تشکر شده: 1305 بار

پستتوسط spara » يکشنبه آبان ماه 8, 1389 1:59 am

باحال بود
امضا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فقط به خاطر تو




نماد کاربر

spara
دارای مدال برنز
دارای مدال برنز
 
نام واقعی: آقا محمد خان
پست ها : 5317
تاريخ عضويت: پنج شنبه بهمن ماه 14, 1388 12:00 am
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı
تشکر کرده: 804 بار
تشکر شده: 1307 بار

پستتوسط alimortazavi » يکشنبه آبان ماه 9, 1389 8:34 pm

یه لره میگه من هرچی فکر میکنم نمیفهمم چرا من یه برادر دارم ولی خواهرم دوتاmodules/Forums/images/smiles/icon_12.gif
امضا
بگویید روی سنگ قبرمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند بی عرضگان این برهه از تاریخ ما بودیم..
(خسرو گلسرخی)


نماد کاربر

alimortazavi
همکار
همکار
 
نام واقعی: seyed
پست ها : 2940
تاريخ عضويت: دوشنبه خرداد ماه 2, 1389 12:00 am
محل سکونت: قزوین
تشکر کرده: 1017 بار
تشکر شده: 431 بار

پستتوسط admin » جمعه آبان ماه 14, 1389 1:55 pm

یه روز از لری می پرسن با بالش جمله بساز میگه یک روز رفتم تو جنگل یک کلاغ دیدم زدم تو بالش میگه این بالش نه اون بالش میگه یک روز رفتم تو جنگل همون کلاغ رو دیدم زدم تو اون بالش میگه با تشک جمله بساز لره میگه یک روز رفتم تو جنگل دوباره همون کلاغ دیدم توشک بودم که بزنم تو این بالش یا اون بالش
امضا
_____________________________________________
|                                   REIRAN.COM                                 |

خدایا لطفا به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن

که تو خدا هستی نه آنها !!!

|___________________ری ايران___________________|



نماد کاربر

admin
مدیر کل
مدیر کل
 
نام واقعی: رضا تیلور
پست ها : 6177
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: پرشین_کاسپین
تشکر کرده: 996 بار
تشکر شده: 547 بار

پستتوسط yasbahary » جمعه آبان ماه 14, 1389 8:14 pm


غضنفر ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ ميگه آره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه
--------------------------------------------------------------------------------
از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه
--------------------------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن: توي عمرت، سخت‌ترين كاري كه كردي چي بوده؟ ميگه: پر كردن نمكدون! ميگن: چرا؟ جواب ميده: آخه سوراخ‌هاش خيلي ريزه
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر شش قلو بچه دار ميشه ، هر كدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از كلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌كرده
--------------------------------------------------------------------------------
ازغضنفر مي پرسن كجاي تهران مي شيني مي گه هرجاخسته شدم!!!!
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر جلوي پمپ بنزين داشته سيگار ميكشيده، بهش ميگن: جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.
ميگه: هه هه! من جلوي بابام هم سيگار ميكشم
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشااله هيچوقت از بيمه‌تون استفاده نكنيد، تركه هم ميگه ايشااله تو هم از اين پوله خير نبيني
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر :آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ تركه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم
--------------------------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن زنتو ديدم تو ماکسيما با يک مرد غريبه که 190 تا داشتن ميرفتن!! غضنفر ميگه: آره ماکسيما 190 تا رو راحت ميره!!!
--------------------------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن چرا از سربازي معاف شدي؟

ميگه آخه من تك پدر هستم
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر با ذوق به دوستش ميگه : بالاخره بعد از 2 سال اين پازل رو حلش کردم! دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟ لره ميگه: نه بابا رو جعبش نوشته 7 تا 10 سال
--------------------------------------------------------------------------------
دو تااصفهاني دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه مي كشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا بزن
-------------------------------------------------------------------------------
مرغه با خروسه ميره در مغازه و ميگه دوتا تخم مرغ بدين مغازه دار ميگه شما واسه چي خودت تخم نميزاري مرغه ميگه چون ما هنوز تو دوران عقديم
--------------------------------------------------------------------------------
دختره ميره پيش آخونده ميگه حاج آقا من اگه دوست پسرم رو بوس كنم چي ميشه؟ يارو ميگه ميري جهنم! دختره ميگه اگه شما رو ببوسم چي؟ آحونده ميگه : اي شيطون ميخواي بري بهشت؟

امضا







برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
Mskaulitzhood (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 7582
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1299 بار
تشکر شده: 1283 بار

پستتوسط admin » جمعه آبان ماه 14, 1389 11:59 pm

دو تااصفهاني دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه مي كشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا بزن

اصفهاني يا شيرازي؟

امضا
_____________________________________________
|                                   REIRAN.COM                                 |

خدایا لطفا به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن

که تو خدا هستی نه آنها !!!

|___________________ری ايران___________________|



نماد کاربر

admin
مدیر کل
مدیر کل
 
نام واقعی: رضا تیلور
پست ها : 6177
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: پرشین_کاسپین
تشکر کرده: 996 بار
تشکر شده: 547 بار

پستتوسط yasbahary » شنبه آبان ماه 14, 1389 12:09 am

این از نوع اصفهانیش بود رضا جون

همه رقمیشو داریم شما سفارش بده ما جوکشو میگیم
امضا






نماد کاربر

yasbahary
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 7582
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1299 بار
تشکر شده: 1283 بار

پستتوسط admin » شنبه آبان ماه 14, 1389 12:35 am

كرماني بگو
امضا
_____________________________________________
|                                   REIRAN.COM                                 |

خدایا لطفا به بعضی از آنهاییکه ایمان آورده اند یادآوری کن

که تو خدا هستی نه آنها !!!

|___________________ری ايران___________________|



نماد کاربر

admin
مدیر کل
مدیر کل
 
نام واقعی: رضا تیلور
پست ها : 6177
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: پرشین_کاسپین
تشکر کرده: 996 بار
تشکر شده: 547 بار

پستتوسط yasbahary » دوشنبه آذر ماه 8, 1389 11:23 pm

دو تاکرمانی دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه مي كشيده اون يكي ميگه مَمِدُو هَمتُو که دَنِت وازهِ اصغرُورم صِدا بِزَن



تقدیم به آقا رضا
امضا







برای نویسنده این مطلب yasbahary تشکر کننده ها:
admin (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 5.26%
 
نماد کاربر

yasbahary
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: الهام
پست ها : 7582
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: ایران
تشکر کرده: 1299 بار
تشکر شده: 1283 بار

پستتوسط Sheva7 » يکشنبه آذر ماه 14, 1389 7:50 pm

از ترکه مي پرسن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب مي کني چه احساسي داري؟ ميگه احساس گناه! ميگن چرا؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست
امضا


__________________________________________________________



هرگز نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب،

دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

زیر آواری از رنگها

مدفون شد!


_____________________________________________














برای نویسنده این مطلب Sheva7 تشکر کننده ها: 2
Mskaulitzhood (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am), alimortazavi (جمعه تير ماه 30, 1390 2:57 am)
رتبه: 10.53%
 
نماد کاربر

Sheva7
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: ایمان
پست ها : 5946
تاريخ عضويت: جمعه مرداد ماه 29, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 887 بار
تشکر شده: 1305 بار

پستتوسط Sheva7 » يکشنبه آذر ماه 14, 1389 10:47 pm

ترکه ميره اردکشو بفروشه ، يکي مياد ميگه : آقا خرت چنده ترکه ميگه اينکه خر نيست اردکه!!يارو ميگه با تو نبودم،با اردکه بودم  
امضا


__________________________________________________________



هرگز نقاش خوبی نخواهم شد...

امشب،

دلی کشیدم

شبیه نیمه ی سیبی

که به خاطر لرزش دستانم

زیر آواری از رنگها

مدفون شد!


_____________________________________________













نماد کاربر

Sheva7
مدیر ارشد تالار
مدیر ارشد تالار
 
نام واقعی: ایمان
پست ها : 5946
تاريخ عضويت: جمعه مرداد ماه 29, 1388 12:00 am
محل سکونت: کرمان
تشکر کرده: 887 بار
تشکر شده: 1305 بار

قبليبعدي

بازگشت به جوک و لطیفه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 9 مهمان

به ری ایران امتیاز دهید