توجه: ضمن عرض خوش آمد، شما به عنوان مهمان این صفحه را مشاهده می نمایید و دارای محدودیت هستید. لینک ها و تصاویر بصورت غیرمستقیم نمایش داده می شود.
جهت استفاده کامل و رفع محدودیت ها لطفا وارد شوید و یا در کمتر از 2 دقیقه عضو پرتال بزرگ ایرانیان شوید.
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
رازهایی درباره ی مردان - تالار گفتمان ایرانیان • مشاهده مبحث - رازهایی درباره ی مردان



این محل تبلیغات برای کاربران بالای 10000 پست نمایش داده نمی شود.

رازهایی درباره ی مردان

میتوانید کتاب های اجتماعی و سیاسی را جهت مطالعه و یا دانلود در این انجمن قرار دهید.

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 10, 1390 12:19 am

رازهایی درباره ی مردان

با اجازه همه شما تصمیم دارم تایپ کتاب رازهایی در باره ی مردان نوشته باربارا دی آنجلس رو شروع کنم.
امیدوارم شما کاربران  عزیز هم با خواندن کتاب منو دلگرم کنید . موارد بسیار جالبی داره که دونستن اونها برای هر فردی لازم و ضروریه و میشه بر پایه موارد واصولی که ذکر کرده زندگی زیبا و سرشار از تفاهمی ساخت

تا اتمام کتاب با کلیک بر روی گزینه های پسندیدن یا نپسندیدن منو همراهی کنید. از دادن پست در بین مطالب خودداری نمایید . با سپاس


مشاهده تصوير ضميمه شده


شناسنامه کتاب          

رازهایی در باره مردان
نویسنده : باربارا دی آنجلس
مترجم : هادی ابراهيمی
ناشر : نسل نو انديش
تعداد صفحات : 381
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


برای نویسنده این مطلب aysan تشکر کننده ها:
yasbahary (دوشنبه دي ماه 12, 1390 2:24 pm)
رتبه: 5.26%
 

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
admin,niyayesh,Anahita
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 10, 1390 12:25 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

رازهایی درباره ی مردان

  فصل 1

مردها:آخرین مرز

تصور کنید برای سفر به سیاره ی دیگر ی انتخاب شده اید و تنها موردی که راجع به ساکنان آن می دانید، آن است که ظاهر فیزیکی مشابهی با شما دارند. بعد از سفری طولانی در فضا، به این نقطه ی دور افتاده از دنیا می رسید. از سفینه ی خود خارج شده و با این موجودات خوش سیما سلام و احوالپرسی می کنید.چنین به نظر می رسد که آن ها به گونه ی انسانی بسیار شبیه باشند.در کمال شگفتی نیز در می یابید که به زبان شما صحبت می کنند.
چندساعتی با آنان صحبت می نمایید. در ابتدا چنین به نظر می رسد که با آن ها به خوبی کنار آمده، اما پس از مدتی به تدریج تضادهایی را میان خود و آنان احساس می کنید.گرچه این موجودات فضایی زبانتان را خوب می فهمند، اما به کرات تلاش هایتان را در برقراری ارتباط، سوء تعبیر می نمایند.<aبه عنوان یک زن در رابطه با مردان سه حق انتخاب بیشتر ندارید
انتخاب اول:می توانید از دست آن ها به خاطر این که شما را به شدت عصبانی کرده اند، ناراحت شوید و تمام وقت خود را به نق زدن و گله و شکایت از آنان بگذرانید.(این ممکن است برای چند ساعت تفریح خوبی باشد، اما بعد از چند سال جاذبه ی خود را از دست می دهد.)
انتخاب دوم: می توانید آن ها را برای همیشه کنار بگذارید و برای خودتان یک سگ پشمالوی خوشگل بخرید.(این راه حل آسان تر بوده و تلاش کمتری هم می خواهد، اما زیاد ارضاء کننده نیست.)
انتخاب سوم:می توانید تصمیم بگیرید تا آن جا که در توان دارید، در مورد آن ها بیاموزید تا بتوانید روابط بهتری که استحقاق آن را نیز دارید، بیافرینید.
پانزده سال اخیر زندگیم را صرف تحقیق درباره ی ده ها مرد و زن کردم تا دلایل شکست و موفقیت را بیابم.مدت ها طول کشیدتا مردها را درک کنم. این سفر، پر پیچ و خم و گاه بسیار دردناک بود و در طی آن مرتکب اشتباه های زیادی در روابطم با مردان شدم، اما ارزش آن را داشت.
حال به جرأت می توانم بگویم نه تنها زنده مانده ام، بلکه روابط خود را از نبردی بی امان به درکی متقابل و دوجانبه بدل ساخته ام.در این کتاب می خواهم آموخته هایم را با شما در میان بگذارم. امیدوارم «رازهایی درباره ی مردان که می بایست هر زنی بداند»، به منزله ی آن کتابچه ی راهنمایی باشد که شما به دنبالش هستید. همچنین امیدوارم این مطالب در خلق روابط اغناءکننده تری که رؤیایش را در سر می پروراندید، به شما کمک کند.

شما یک چیز می گویید، آن ها چیز دیگری می فهمند.شما سعی در بیان و ابراز کنجکاوی خود دارید، آن ها این تلاشتان را با انتقادی گزنده اشتباه می پندارند. هنگامی که به ارتباط آن ها با خودتان خیره می شوید، تفاوت های میان شما و آن ها به مراتب بزرگتر جلوه می کند.اجزاء گونه ی شما چنین عادت کرده اند که تشریک مساعی را ارزش نهاده و با احساس بودن را قدر بدانند، اما ظاهراً این موجودات در رقابت دایمی با یکدیگر هستند. شما چنین آموزش دیده اید که احساسات خود را با یکدیگر در میان بگذارید، اما مردها این گونه هستند که سخت کار می کنند و احساساتشان را از یکدیگر پنهان می نمایند. شما هرچه بیشتر در کنار آن ها می مانید، غیر معمول بودن آن ها باعث دلسردی هرچه افزون تر می شود.
نهایتاً تیم اکتشافی شما تصمیم می گیرد، از این سیاره ی عجیب و غریب و نه چندان راحت مراجعت کند.مطمئن باشید که این موجودات از این که شما قصد بازگشت دارید، خوشحال می شوند، چون که در طول اقامتتان هیجان چندانی از خود نشان ندادند، اما در کمال شگفتی می بینید، بی نهایت غمگین شده و از شما می خواهند که آن جا را ترک نکنید.آن ها می گویند، اوقاتی که با شما بودند را هرگز فراموش نمی نمایند. علیرغم پافشاری و اصرار آنان، شما سوار سفینه ئ فضایی خود می شوید، در حالی که بیش از پیش گیج و سردرگم شده اید. همین که در صندلی خود می نشینید و صدای حرکت موتورها رامی شنوید، پیش خودتان فکر می کنید، اینان عجیب ترین مردمانی بودند که تا به حال دیده بودم، زیرا گفته ها و احساساتشان هیچ گونه همخوانی با هم نداشتند. چنان برخورد می کردند که گویی اهمیتی برای ما قائل نیستند، در حالی که در واقعبرایمان اهمیت قائل بودند. ظاهراً نشان می دادند از بودن در کنارمان لذت چندانی نمی برند، اما هنگام خداحافظی غمگین شدند. شاید ملاقتشان چندان هم بد نبود، اما مطمئن هستید که هرگز نمی خواهید با آن ها زندگی کنید.
آخرين ويرايش توسط aysan on يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:09 am, ويرايش شده در 2.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
admin,niyayesh,yasbahary
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 10, 1390 12:32 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

دنیای مردان

حال می دانیم که این موجودات فضایی روی زمین فرود آمده و در بین ما زندگی می کنند. ما آنان را مرد می نامیم. با توجه به تفاوت های فاحش بیولوژیکی، روانی و اجتماعی میان خود و آنان، تصور این که موجوداتی از سیاره ی دیگری هستند، چندان هم بیراه نیست.لحظه ای بنشینید و به این مشکلات فکر کنید: کنار آمدن با شخصی که از سوابق خانوادگی و شیوه ی تربیتی کاملاً متفاوتی نسبت به شما برخوردار می باشد و به او آموزش داده اند، به طرز متفاوتی بیندیشد و با دیگران ارتباط برقرار کند. همچنین به نظر می رسد کنار آمدن با چنین شخصی کاملاً غیرممکن باشد، اما با این وجود، یک یک روزهای زندگیمان صرف چالش های ارتباطی ما با آن ها می شود. همچنین این تفاهم اندک نیز هم بی شباهت به معجزه نیست. در طول تاریخ همواره تفاوت هایی میان مردان و زنان وجود داشته و در باقی این فصل برایتان توضیح خواهم داد که این تفاوت ها بسیار نیز فاحش هستند. هزاران سال است که مازن ها این تفاوت ها را پذیرفته ایم و خود را با آن ها سازگار نموده و نقش هایی را ایفا کرده ایم که از ما انتظار می رفته است، اما در اوایل قرن بیست و یکم انقلابی به وقوع پیوست، انقلابی در نحوه ی نگرش ما زن ها نسبت به خودمان؛ نحوه ای که ما زن ها خود می بینیم و دوست داریم مردها نیز ما را آن گونه ببینند.برای اولینبار در تاریخ، زن ها در تمامی مراحل زندگی، خواهان برابری با مردها شدند و در این فرآیند از نقش های کلیشه ای که مادران و مادربزرگ هایمان به راحتی پذیرفته بودند، بیرون آمدیم.ابداع روش های جلوگیری از حاملگی این اجازه را به زن ها داد که ازلحاظ اقتصادی و تولیدی نیز نقشی فعالانه تر و آزادانه تر بازی کنند و تا حد زیادی از تکیه به مردان در این راستا آزاد شوند.
در نتیجه تحولی در روابط مرد و زن نیز به وقوع پیوست.مردانی که عادت داشتند دیگران را کنترل کنند و با زنان مانند زیردست رفتار نمایند، تحمل این وضع برایشان مشکل بود.
حال زنان چنین می گویند: «دیگر حاضر نیستیم چنین نقش هایی را ایفا کنیم.» حقیقت این است که چندان نیز از نقش های جدید خود به عنوان زن های جدید مطمئن نیستیم. تا حد زیادی سر در گم هستیم و این سردردگمی ما، مردها را به مراتب گیج تر از قبل کرده است. گویی همان بازی های همیشگی را می کنیم، اما قوانین دیگر آن قوانین نیستند و هنوز ابداع قوانین جدید را به پایان نبرده ایم.برای یک لحظه ما می خواهیم آزاد باشیم، اما لحظه ای بعد، می خواهیم از ما حمایت کنند. به سر کار رفتیم و آموختیم که از خودمان حمایت کنیم، اما هنوز منتظریم وقتی به محل کارمان وارد می شویم، مردان در را برایمان باز کنند.از آن ها می خواهیم احساساتشان را با ما در میان بگذارند و آسیب پذیریشان را به ما نشان دهند، اما همین که این کار را کردند، به نظرمان ضعیف می آیند و احساس می کنیم که از خود ضعف نشان داده اند. در واقع استانداردهای جدید ما، نه تنها خودمان، بلکه مردهایمان را نیز آزار می دهند.
ما زنان سال های 2000 به خوبی استقلال حرفه ای و اقتصادی خود راباز یافته، اما در روابطمان با مردها بیش از گذشته مایوس و سرخورده شده ایم. گاهی اوقات چنین به نظر می رسد که هیچ گونه پیشرفتی نکرده ایم.
چندی پیش یکی از دوستانم که مدیر بسیار موفقی است، می گفت: «توانایی هایم تا بدانجا رسیده اند که شرکتم ماهانه صدها هزار دلار درآمد دارد، اما زندگی عشقیم همچنان خالیست.»برای بسیاری از ما به مانند این زن، مردها تنها ناحیه ای هستند که به مانند یک راز شگفت انگیز در مقابل ما ایستاده اند و آخرین چیزی هستند که می بایست فتح کنیم.
تذکر:این کتاب به هیچ وجه سعی در کوبیدن مردان ندارد و هرگز آن ها را نیز به خاطر رفتارهایشان سرزنش نمی کند.
این کتاب حاوی مطالب برگزیده ای از اطلاعات با ارزشی درباره ی مردها است. اطلاعاتی که به هزاران زن در درک بهتر مردها کمک کرده و باعث شده بتوانند ارتباط مؤثری با آن ها برقرار کنند.
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط aysan در يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:26 am .
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
admin,niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 10, 1390 12:43 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چرا مردها این گونه اند که هستند؟

آیا تا به حال اندیشده اید که چرا؟

در حالیکه شما مدتی است راه را گم کرده اید، اما همسرتان ترجیح می دهد همچنان به رانندگی ادامه بدهد، به جای این که لحظه ای توقف کرده و آدرس درست را از دیگران بپرسد؟
چرا مردها که سعی در کنترل شما دارند، به طرزی پنهانی از کنترلی که شما روی آن ها دارید می ترسند؟

چرا مردها به سختی می توانند اجازه دهند به آنان نزدیک شوید؟
چرا مردها هنگامی که بر روی چیزی تمرکز کرده اند و شما سعی در جلب توجه آن ها را دارید، عصبانی می شوند؟
چرا مردها همواره سعی در پنهان کردن ناراحتی یا عصبانیت خود دارند؟
چنانکه پرسش هایی نظیر پرسش های بالا برایتان مطرح بوده، مطمئن باشید که تنها نیستید.همگی ما زن ها با چنین یأس هایی روبرو شده ایم. به مردی که دوستش داریم نگاه می کنیم، اما قادر نیستیم درکش نماییم. اولین چیزی که می بایست بدانید آن است که:
مردها هرگز سعی در عصبانی کردن زن های مورد علاقه خود را ندارند. رفتار آن ها نتیجه ی تعلیمی است که سال ها به آن ها داده شده و این آموزش احساسی تر بودن را برایشان مشکل می سازد.
در این جا مواردی است که قبل از هر چیز توضیح آن ها را لازم می دانم:
1- چرا در کتاب، مردها را شکارچی آواره و رانده شده، نامیده ایم؟
2- چرا همواره مردها در طول تاریخ سعی در مغلوب نمودن زنان داشته اند؟
3- چگونه مردها آموزش دیدند که برای عشق نامناسب باشند؟
4- چگونه نقش های جنسی کلیشه ای توسط تلویزیون به ما القاء می شود؟

مرد، شکارچی تنها

بیایید به هزارها سال قبل برگردیم. زمین سیاره ای خشن و رو به تغییر بود که دائماً توسط شهاب سنگ ها بمباران می شد. توفان های یخ، سیل ها و جریان های آب و هوایی زمین را مورد تاخت و تاز خود قرار می داد. حیوانان وحشی آزادانه این طرف و آن طرف می رفتند، در حالی که تعدادشان از تعداد اندک انسان ها بسیار بیشتر بود.انسان ها در گروه های کوچک زندگی می کردند. انسان هایی که هرگاه پناهگاهی می یافتند، در گروه های کوچکتری دور هم جمع می شدند.دنیا، دنیای ابتدایی بود و تنها شرط ادامه ی زندگی در قوی تر بودن بود.
در گوشه ای از یک غار تاریک، خانواده ای در حالی که چمباتمه زده بودند، تنها وعده ی غذایی خود را می خوردند. تنها باقی مانده ی گوشت آهویی که توسط مرد خانواده چند روز قبل شکار شده همین گوشت بود. مرد خانواده تمامی تلاشش را به کار برده تا غذای بیشتری بدست بیاورد، اما شکار در این آب و هوا بسیار مشکل می نمود. ظرف هفته ی گذشته مدام برف باریده و اغلب حیوانات به سمت دره های گرمتر مهاجرت کرده بودند. همین که به زن و دو بچه ی کوچکش که با حرص و گرسنگی تمام هر ذره از گوشت روی انگشتان خود را می لیسند، نگاه می اندازد، می داند چه باید بکند. بله او می بایست بیرون برود و شکار کند و تا هنگامی که چیزی بدست نیاورده مراجعت نکند. اگر در این کار شکست بخورد، خانواده اش خواهند مرد و گرگ هایی که زوزه شان هر شب به گوش می رسد آن ها را از هم خواهند درید.
به ناگهان مرد خانواده به طرف در غار هجوم می برد؛ کاملاً آماده است. صدای مشکوکی به گوشش رسیده، شاید مرد قوی تری آماده ی حمله است
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط aysan در يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:21 am .
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
admin,niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 10, 1390 1:16 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

جنگجوی آواره و رانده شده

زندگی یک مرد در اجتماع مدرن امروزی هیچ گونه شباهتی به زندگی ابتدایی نیاکانش ندارد.با این وجود تا همین اواخر، وظایف شکار و دفاع از خانواده، هنوز به عهده ی مرد خانواده بود. او می بایست آماده باشد و از آن ها به لحاظ جسمانی محافظت کند.حال چنین دشمنانی حیوانات درنده، غریبه ها و یا هر کس دیگری باشد، چندان فرقی نمی کند.
در قرن بیستم، یک مرد هیچ گونه نیازی به شکار و جنگیدن ندارد و مهارت هایی که سخت برای آن ها در گذشته آموزش دیده، حال دیگر به کار نمی آید؛ دیگر هیچ جنگلی یا دشمنانی در کار نیست. چالشی هم وجود ندارد. او یک جنگجوی خلع شده می باشد.با این توضیحات آیا عجیب نیست که زنان شکایت زیر را از مردان زندگیشان دارند؟

-صرفنظر از این که به او چه می گویم، «وی همواره حالت تدافعی به خود می گیرد، همیشه این طور به نظر می رسد که آماده ی دعواست.»
- «او نمی تواند به راحتی احساساتش را نشان دهد، گویی همواره مجبور است خود را قوی نشان دهد.»
- «کاش شوهرم می توانست با مردان دیگر رابطه برقرار کند. به نظر می رسد هرگز نمی خواهد به مرد دیگری نزدیک شود.»
- «موقعیت شغلیش را خیلی جدی می گیرد، این موضوع مرا دیوانه کرده. همیشه سعی می کنم تا شغلش را کمی ساده تر بگیرد، اما او به گونه ای به شغلش نگاه می کند که انگار موضوع مرگ و زندگی در پیش است.»
- «هنگامی که کسی از نامزدم انتقاد می کند، یا با او بد رفتاری می شود، یا کسی او را به رقابت فرا می خواند، سخت عصبانی می شود. هر گونه عدم توافق را به مثابه ی حمله به خود تصور می کند و با حمله ای متقابل، هر گونه انتقادی به خود را پاسخ می دهد.»
- «وقتی شوهرم از موردی ناراحت است، آن را در خودش می ریزد و به لحاظ عاطفی سرد و منزوی می شود. مدت ها باید نق بزنم، تا بالاخره اعتراف کند، چه عاملی ناراحتش کرده است.»
یقین دارم ذهنیت شکارچی و جنگجویی نهفته در رفتار این مردان قرن بیستم را به وضوح می توانید ببینید.آنان همچنان تحت سلطه ی درونی نیروهایشان هستند، در حالی که کاملاً از آن آگاه نیستند. فرضیه ای وجود دارد که بیان می کند، انسان ها واجد یک حافظه ی ژنتیکی هستند؛ نوعی از خودآگاهی و هوشیاری که در طول اعصار به آن ها منتقل شده است؛ حافظه ی ژنتیکی که یک حسابدار نیویورکی را با تمامی اجدادابتداییش که هزاران سال قبل داشته، به نوعی مربوط می سازد.
چنین به نظر می رسد که این مردان تاکنون نیز غرایزی نظیر: حمایتگر بودن، ضعف نشان ندادن و کنترل اوضاع را در دست داشتن را همچنان از خاطر نبرده اند و بطرزی ناخودآگاه این غرایز را در زندگی روزانه ی خود نشان می دهند.
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط aysan در يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:19 am .
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
admin,niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:12 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چرا مردها در رستوران صندلی خاصی را انتخاب می کنند؟
چند سال پیش اتفاقی افتاد که مرا متقاعد ساخت، حافظه ی ژنتیکی می بایست وجود داشته باشد. در آن زمان نامزدی داشتم که معلم و نویسنده بود.هر وقت با هم به رستوران می رفتیم، چیزی عجیب نظرم را جلب می کرد. پیشخدمت ما را به سر میزمان راهنمایی می کرد و من بی چون و چرا روی هر صندلی که پیشخدمت برایم بیرون کشیده بود، می نشستم. اگر صندلیم پشت به در رستوران بود، نامزدم روی صندلی مقابلم می نشست، اما چنان چه میدان دید وسیع تر و یا منظره ی جالبی از صندلی من قابل رؤیت بود، بسیار ناراحت ومعذب می شد و از من تقاضا می کرد صندلی هایمان را عوض کنیم. چند بار اول که این اتفاق افتاد مخالفتی نکردم، اما یک شب کمی لجبازی کردم!او از من خواست صندلیم که پشت به دیوار بود و به تمامی رستوران تسلط داشت را به او بدهم. گفتم: «نه! منظره های بهتر همیشه از آن تو بوده، طوری که می توانستی همه را ببینی؛ این بار من می خواهم اینجا بنشینم.» او با بی میلی حرفم را پذیرفت و مقابلم در حالی که پشت به تمامی رستوران داشت، نشست. غذایمان را سفارش دادیم و شروع به صحبت راجع بهاتفاقات روز و موارد معمولی کردیم.کمی بعد دیدیم دائماً روی صندلی اش وول می خورد و خیلی معذب است! پرسیدم: «موضوع چیه؟»
پاسخ داد: «دوست ندارم این جا بنشینم، نمی توانم، این جا راحت نیستم.»
- «نمی فهمم، مگه این صندلی چه عیبی دارد؟»
او پاسخ داد: «از این جا هیچ موردی را نمی توانم ببینم.از این که پشتم به رستوران باشد معذبم؛ این حالت من را عصبی و مضطرب می کند.»
خلاصه تصمیم گرفتیم راجع به این که چرا پشت به رستوران نشستن او را ناراحت می کند، با هم صحبت کنیم و آن چه که از صحبت ها آموختیم، هر دویمان را شگفت زده کرد.گرچه او هرگز راجع به آن فکر نکرده بود، اما همواره در جایگاه نشستن نقطه ی نظرات خاصی داشت.او دوست داشت جایی بنشیند که تمامی آن فضایی که در آن قرار دارد را ببیند. برایش تفاوت نمی کرد، یک رستوران باشد یا یک مهمانی. با این که ذهن منطقی او می دانست که هیچ خطری در این موقعیت ها نیست، اما هنگامی که پشتش به جایی بود، احساس امنیت نمی کرد. انگار این گونه نشستن با انگیزه ای بسیار عمیق و درونی با وجودش در تعارض بود. گویی صدایی در گوشش همواره هشدار می داد: مواظب باش! مواظب باش!
برخلاف آن چه ممکن است تصور کرده باشید این مرد، شخص جاهل مآبی نبود. شخصی آرام و تحصیل کرده بود. او گفت: «پدرش هرگز به او یاد نداده که چگونه تدافعی تر بنشیند.» تا آن هنگام که راجع به آن صحبت نکرده بودیم، قبلاً هرگز توجهی به این که چگونه می نشیند، نداشت. به غیر از فرضیه ی ژنتیکی، هیچ مورد دیگری در توجیه رفتارش به او کمک نمی کرد.او می دانست هرگز نباید پشت به دهانه ی ورودی غار بنشیند.
بعداز آن اتفاق، مردان بسیار دیگری را راجع به این موضوع مورد سؤال قرار دادم و اکثریت قریب به اتفاق آنان تأیید نمودند، هنگامی راحترند که تمامی جایی که در آن نشسته اند را ببینند و هر گز دوست ندارند پشت به در و پشت به جایی که هستند، بنشینند.شما نیز می توانید این کار را امتحان کنید. (البته هر گاه عمداً بخواهید مردی را ناراحت نمایید می توانید اصرار کنید، جایی بنشیند که پشت به در باشد.سپس او را نگاه کنید که چگونه وول می خورد.)
چرا مردها همواره سعی در مغلوب نمودن زن ها داشتند؟
تا همین اواخر که روش های جلوگیری از حاملگی هنوز ابداع نشده بود، نقش هایی که مردها و زن ها ایفا می کردند، صرفاً از این واقعیت ساده سرچشمه می گرفت که زن ها می توانند حامله شوند و بچه هایی بپرورانند، اما مردان نمی توانند. بیایید به زندگی ساکنین عصر حجر هنگامی که با هم به شکار می رفتند نگاهی بیندازیم:
چنان چه جیل مایل نباشد که در موضع ضعیف تری نسبت به جک قرار بگیرد، بهتر است با او همبستر نشود.چرا که به مجرد این که این کا را بکند، حامله خواهد شد و جایگاه برابرخود را با او از دست خواهد داد و بزودی سنگین شده وقادر نخواهد بود بدود.بعد از آن بچه ای به دنیا خواهد آورد که مجبور است به او شیر داده و از او مواظبت کند و دائماً مراقبتش باشد واز غار بیرون نرود.در نتیجه دیگر نمی تواند همراه جک برای پیدا کردن غذا بیرون برود. هنگامی که سه یا چهار بچه داشته باشد، برای همه ی موارد به جک متکی خواهد.چرا که بچه ها تمامی اوقاتش را پر خواهند کرد. این در حالی است که جک و تمامی دوستان مردش تمامقدرت و نفوذ رابطه را تنها به این دلیل در دست خواهند داشت.این آنان هستند که شکار می کنند، غذا می یابند و گوشت را توزیع می نمایند. آن که بیشتر کار می کند، رئیس قبیله می شود. چنان چه با این مردها مهربان نباشند و با آن ها خوش رفتاری نکنند و از قوانینشان اطاعت ننمایند، می توانند چنین تصمیم بگیرند که اصلاً به آن ها گوشتی داده نشود. در این صورت آن ها خواهند مرد، به همین سادگی. شاید به همین دلیل است که هنوز هم برخی از مردها از فکر این که زن هایشان به سر کار بروند و پول در بیاورند تا سرحد مرگ می ترسند.چرا که حالا دیگر زنشان به خاطر گوشت به آن ها وابسته نخواهد بود و می تواند سهم خودش را از بیرون به خانه بیاورد. اگر چه قرن هاست که دیگر مردها برای غذا شکار نمی کنند، اما زن ها هنوز به خانه هایشان چسبیده اند و به خاطر قابلیت بارور شدن، قدرت اقتصادی همواره در دست مردان بوده و به همین دلیل کنترل رابطه را نیز آنان در دست دارند.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:15 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

دلایل روانشناختی غالب بودن مردها
آیا چنین فکر نمی کنید مردانی که با شما بدرفتاری می کنند و تحقیرتان می نمایند به طرزی پنهان به شما حسادت نموده و از جانب شما احساس خطر می کنند؟ فرضیه های زیادی وجود دارد که دلیل این حالت را حسادت مردها به قابلیت خلاقیت و باروری زنان، در واقع حسادت و ترس می دانند.در طول دوره ی بارداری، بدن زن ها دستخوش تغییرات شگفت انگیزی می شود که مردها قادر به درک آن نیستند. چنین به نظر می رسد که زن ها قابلیت ها و غرایزی دارند که مردها از آن بی بهره اند. زن ها می توانند بارور شوند و بچه به دنیا بیاورند و این به نوبه یخود اعجاز آمیزترین توانایی است که وجود دارد. تمامی این عوامل می توانند در نیاز به سلطه طلبی، برتری و غالب بودن مردان دخیل باشند.
در این میان فرضیه ای جدیدتر از سایر فرضیه ها است که می گوید: «نیاز جنس مذکر به برتری، برخاسته از این نیاز مردها به استقلال و داشتن هویتی متمایز و مستقل از مادرشان و در کل هر گونه جنس مؤنثی می باشد.» از آن جا که یگانه الگو و مدل برای یک پسربچه ی کوچک، مادرش است، پس او هویتش را وابسته به مادرش می داند، مگر آن که کاری بکند که او را از مادرش متمایز سازد.همگی ما شاهد این رفتار خاص پسرها هنگامی که به سن بلوغ می رسند، بوده ایم.به ناگهان آن ها دیگر دوست ندارند مادرشان را ببوسند و یا لمس کنند. حتی ممکن است ابراز بدارند که مادران خود را چندان نیز دوست ندارند. در واقع در تلاش به منظور تعریف هویتی متفاوت از خود می باشند، هویتی مردانه.

نانسی کودورو نویسنده ی کتاب «تولید مجدد تولد» چنین می گوید:
«پسرها به طرزی ناخودآگاه سعی در از خود راندن مادرانشان دارند.آن ها تلاش می کنند وابستگی شدید خود به مادرشان را انکار کنند. وابستگی که هنوز آن را با قوت تمام حس می نمایند. آن ها این کار را با سرکوب کردن هر گونه ی انگیزه ی مؤنث در درون خود و مهم تر از همه با بی اهمیت جلوه دادن هر انگیزه ی مؤنثی در دنیای خارج انجام می دهند.»
کودک کوچک و سرکش درون مردها، هم چنان بدنبال آن است تا ثابت کند، هویتی متمایز از مادرش دارد.لذا به تلاش خود جهت مغلوب کردن زن ها ادامه می دهد.او زن ها را پست تر از خود می بیند. گویی می گوید:«ببین از آن جا که من روی شما کنترل دارم پس از شما بهترم و از شما نیستم.»

در ادامه، توضیح خواهیم داد که چگونه میل کودک درون یک مرد، برای رسیدن به استقلال و تمایز ازمادرش، هم چنان رفتار مردان بزرگسالی که به آنان عشق می ورزیم را از خود متأثر می سازد.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:18 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چگونه آموزش های گذشته، مردان را برای عشق نامناسب می سازد.
مقایسه با پسرانشان می دهند و از همان سنین کودکی آزادی بیشتری برای پسرها تا دخترها قائلند.
- والدین، فرزندان پسر خود را تشویق می کنند که احساسات خود را کنترل نموده، برعکس دختران خود را تشویق می نمایند احساساتشان را بیان کنند. به پسرها چنین آموزش داده می شود که چنان چه احساسات و عواطفی قوی در خود بپرورانند دارای صفت مردانه نیستند.در آن ها نه تنها داشتن احساسات و عواطفی نظیر غم و ناراحتی، نقطه ضعف محسوب می شود، بلکه حتی احساساتی نظیر عشق، احتیاج ونیاز مبرم به هر گونه حساسیتی نیز قابل قبول نیست.
دکتر برنی زیلبرگد نویسنده ی کتاب «جنس مذکر»توضیح می دهد که در پسرها ابراز احساسات به چه معناست:
«آنان از همان ابتدا یاد می گیرند تنها تعدادکمی از احساساتشان قابل پذیرش و مجاز می باشد.تهاجمی بودن، رقابت طلبی، خشم و... به اضافه ی احساساتی که در کنترل بودن را تداعی می کند پذیرفتنی است. همین که بزرگتر می شویم، احساس جنسی نیز به این لیست اضافه می شود. عدم اعتماد به نفس، ترس، آسیب پذیری، ملایمت، مهربانی، عشق، شور، حرارت و حساسیت تنها برای دختران و زنان مجاز شمرده می شود. پسری که هر یک از این خصوصیات وویژگی ها را از خود بروز دهد، بچه ننه، لوس و یا دختر مآب خوانده می شود و چه انگیزه ای از این تخریب کننده تر می تواند باشد؟»
امروزه بسیاری از والدین سعی در پرهیز از الگوسازی فرزندان خود بر اساس جنسیت خود دارند، اما اغلب مردان بزرگ، مردانی که نامزد و یا همسران ما هستند، قربانی این شرطی شدن در دوران کودکی خود
از اتاق زایمان صدای دکتر به گوش می رسد که می گوید: پسر است و از آن لحظه به بعد، همگی با این نوزاد پسر به طرزی کاملاً متفاوتر از نوازد دختری که در اتاق بغلی به دنیا آمده است، رفتار می کنند.حقایق زیر را از برخی از بررسی های تحقیقاتی جمع آوری نموده ام.
- والدین یک نوزاد پسر همواره به نوعی پسر خود را بزرگتر، هوشیارتر، قوی تر و محکم تر توصیف می کنند. والدین یک نوزاد دختر، همواره دختر خود را پرستیدنی، کوچک تر، زیباتر و لطیف تر توصیف می کنند.آنان براستی چنین باور دارند که فرزندشان این خصوصیات و ویژگی های بارز را از خود ظاهر می سازد.گرچه بر طبق گزارش های بیمارستانی هیچ گونه تفاوتی بین این دو گروه از نوزادان وجود ندارد و اگر هم تفاوتی وجود دارد، بواسطه ی ناچیز بودنشان قابل چشم پوشی است.
- والدین توقع بیشتری از نوازد پسر خود دارند.به طوری که در آینده احساس مسئولیت بیشتری از او انتظار دارند و توقع دارند پسرشان ریسک بیشتری بکند.
- والدین، از نوزادان پسر خود خواستار استقلال بیشتری هستند. به هنگام ترس و یا زخمی شدن، آزادی و راحتی کمتری به دخترانشان درمقایسه با پسرانشان می دهند و از همان سنین کودکی آزادی بیشتری برای پسرها تا دخترها قائلند.
- والدین، فرزندان پسر خود را تشویق می کنند که احساسات خود را کنترل نموده، برعکس دختران خود را تشویق می نمایند احساساتشان را بیان کنند. به پسرها چنین آموزش داده می شود که چنان چه احساسات و عواطفی قوی در خود بپرورانند دارای صفت مردانه نیستند.در آن ها نه تنها داشتن احساسات و عواطفی نظیر غم و ناراحتی، نقطه ضعف محسوب می شود، بلکه حتی احساساتی نظیر عشق، احتیاج ونیاز مبرم به هر گونه حساسیتی نیز قابل قبول نیست.
دکتر برنی زیلبرگد نویسنده ی کتاب «جنس مذکر»توضیح می دهد که در پسرها ابراز احساسات به چه معناست:
«آنان از همان ابتدا یاد می گیرند تنها تعدادکمی از احساساتشان قابل پذیرش و مجاز می باشد.تهاجمی بودن، رقابت طلبی، خشم و... به اضافه ی احساساتی که در کنترل بودن را تداعی می کند پذیرفتنی است. همین که بزرگتر می شویم، احساس جنسی نیز به این لیست اضافه می شود. عدم اعتماد به نفس، ترس، آسیب پذیری، ملایمت، مهربانی، عشق، شور، حرارت و حساسیت تنها برای دختران و زنان مجاز شمرده می شود. پسری که هر یک از این خصوصیات وویژگی ها را از خود بروز دهد، بچه ننه، لوس و یا دختر مآب خوانده می شود و چه انگیزه ای از این تخریب کننده تر می تواند باشد؟»
امروزه بسیاری از والدین سعی در پرهیز از الگوسازی فرزندان خود بر اساس جنسیت خود دارند، اما اغلب مردان بزرگ، مردانی که نامزد و یا همسران ما هستند، قربانی این شرطی شدن در دوران کودکی خودهستند.

امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:23 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

تأثیر تلویزیون بر انگیزه های جنسی


بسیاری از ما در کودکی این نگرش مبتنی بر جنسیت خود را نه تنها از والدینمان، بلکه از هزاران ساعتی که صرف تماشای برنامه های تلویزیون کرده، آموختیم.مطالعات و تحقیقات حیرت آوری درباره ی تأثیر تلویزیون بر انگیزه های جنسی به عمل آمده است که نتایج برخی از آن ها براستی مأیوس کننده می باشد.
- شخصیت های مذکر عموماً در قالب افراد آرزومند، جاه طلب، بلند پرواز، ماجراجو، قوی و غالب نشان داده می شوند.در حالی که شخصیت های مؤنث در قالب افراد وابسته، زیر دست، ضعیف و نقش هایی این چنین نشان داده می شوند.
- مذکرها معمولاً در فعالیت های مهیجی شرکت دارند که برای آن جوایز زیادی دریافت می کنند. این در حالی است که شخصیت های مؤنث غالباً در نقش های قابل حمایت ظاهر شده که در مقایسه با نقش مردان از اهمیت کمتری برخوردار هستند. در ضمن برای شرکت در این گونه فعالیت ها پاداش و یا جایزه ای در نظر گرفته نمی شود.
- در تبلیغات تلویزیونی معمولاً زن ها را با چهره هایی نگران، عصبی، ترسیده و یا دلواپس مشکلاتی نظیر بوی توالت و سردردهای میگرنی، به همراه انواع و اقسام آرایش های آن چنانی نشان می دهند. در حالی که مردان در نقش مدیران برجسته و ذیصلاح، دانشمند و یا جاهل مآب ظاهر می شوند.
در فیلم های تلویزیونی وسترن که اغلب مورد علاقه ی پسران جوان دهه ی
1950 و 1960 می باشد، همیشه قهرمانان آمریکایی را به تصویر می کشند که شامل گاو چرانان و کابوی ها می باشند.آنان گاوچرانان را شخصیت هایی مستقل و بسیار شجاع نشان می دهند که همواره آن چه را که دوست دارند، انجام می دهند. در غروب آفتاب به تنهایی با اسب عزم سفر می کنند، در حالی که هیچ قید و بند و تعهدی ندارند و به مانند باد آزاد هستند.
لحظه ای مرد زندگیتان را در قالب پسر بچه ی کوچکی تصور کنید که جلوی تلویزیون نشسته و برنامه ها را یکی پس از دیگری در حالی که محو آن ها شده است، نگاه می کند و حتی آگهی های تبلیغاتی بین آن را به دقت دنبال می کند. برنامه هایی که تماماً مرد را موجودی قوی، سرزنده، غیرعاطفی و همواره در کنترل و نترس ترسیم می کنند.صرف نظر از این که قهرمان مورد علاقه ی همسرتان زرو، لون رانگر، بتمن، پسران بونانزا، پیترگان، کابوی ها یا کاراگاهان دیگر بوده، حالا به خوبی می داند چگونه باشد.به علاوه این گونه برنامه ها هرگز همسر زرو یا نامزد لون رانگر را به تصویر نمی کشد.از دیدگاه این الگو های تلویزیونی، صمیمیت به معنای داشتن اسب، یا حداکثر داشتن یک وردست می باشد و هرگز به معنای تأهل و داشتن یک همسر نبوده است.
چنان چه همسرتان به عوض تلویزیون با رادیو انس بیشتری داشته باشد از پیامدهای بد آن چندان بی بهره نبوده است. زیرا درام ها و نمایشنامه ها رادیویی، محتوی همان کلیشه هایی هستند که برنامه های تلویزیونی واجد آن ها می باشند
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:25 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چالش زمانه مداوم در حال تغییر

حال دلایل این که چرا مردان این گونه اند را بهتر درک می کنید.مرد بودن به معنای پنهان کردن احساسات، پیروزی در رقابت ها، نبرد با دنیای خشن و زمخت بیرونی، حفظ بقاء، چسبیدن به استقلال شخصی و با کنترل بودن است. مردها توسط عاداتی کنترل می شوند که از نسل های قبل به آن ها منتقل شده است. مردان را والدین و اجتماع شرطی کرده اند. بدین معنی که ارزش هایی را به آنان آموزش داده اند که نهایتاً آن ها را از صمیمیت و نزدیکی دور می کنند.
مردها تصمیم گرفتند افرادی واقعی باشند، آن گونه که اجتماع به آن ها آموخته.یک مرد خصوصیات و ویژگی هایی را از خود بروز می دهد که انتخاب کرده.این باز بودن، تجربه ی صمیمیت واقعی با زنی که به او عشق می ورزد را نا ممکن می سازد.
جدول زیر چالش های احساسی و عاطفی عظیمی که مردان جامعه امروزی با آن روبرو هستند را به تصویر می کشد.
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: تدافعی و مظنون -پنهان کردن احساسات
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: از لحاظ احساسی و عاطفی باز-خوش بین
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: قوی ظاهر شدن-پنهان کردن احساسات
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: بروز احساسات -آسیب پذیری
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: رقابتی
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: همکاری
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: مدیر دنیای بیرون
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: مدیر دنیای درون خود
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: مستقل
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: در تماس بودن با احساس نیاز به ما زن ها
آن گونه که مردان آموزش دیده اند: در کنترل
آن گونه که ما از مردان انتظار داریم: ول دادن-رها کردن
ما زن های سال های 2000 می گوییم خصوصیات و ویژگی هایی که مردهای زندگی کسب کرده اند، بسیار نامطلوب هستند و ما را نسبت به آنان سرد می کند. چنان چه از این زاویه به این موضوع نگاه کنیم، درک این که چرا مردها در مقابل تغییر از خود مقاومت نشان می دهند، ساده تر خواهد بود. به سادگی می توانید ببینید که چرا مردها از طرف ما احساس فشار می کنند. آنان براستی چنین احساس می کنند که ماغیرمنصانه بر آنان فشار وارد می کنیم. با این دید، دیگر تعجبی نیست که چرا آنان در مهارت های ارتباطی که برای ما ساده به نظر می آید دست و پاچلفتی و فاقد هر گونه مهارت به نظر می رسند.
ما از مردهای زندگی خود انتظار داریم، در کارهایی استاد باشند که برای آن هیچ گونه آموزشی ندیده اند، مهارت هایی که اغلب زنان در آن ماهر هستند؛ نظیر: قابلیت و توانایی بیان احساسات، صمیمیت، حمایتگر بودن و عشق ورزیدن.
ظرف ده سال گذشته در حرفه ی شخصی خود به هزاران مرد مشاوره داده ام و به جرأت می توانم به شما اطمینان خاطر بدهم که مردها به راستی مایلند کاری بکنند، تا از لحاظ احساسی بازتر بشوند و در پی آن بتوانند احساسات خود را حس کرده و آن را به زنان زندگی خود ابراز نمایند، اما این فرآیند برایشان دشوار و ترسناک است.امیدوارم پس از خواندن این فصل، این خصوصیت مردان را درک کرده باشید و بدانید، آن ها به تمامی عشق، شور، حرارت، صبر و حمایتی که در قلب خود سراغدارید، نیازمندند تا شاید در نهایت بتوانند قلبشان را به سوی شما باز کنند.
ضرب المثل چینی که در ابتدای فصل برایتان گفتم چنین می گوید:«هیچ چیزی بدتر از زندگی در زمانه ی همواره رو به تغییر نیست.» براستی که این روزها، زمانه رو به تغییر است. حال دیگر روش های زندگی و عشق ورزیدن که پدر و مادرانمان به کار می بردند، مؤثر نیستند، مضاف بر این که هنوز نیز راه های جدیدی نیافته ایم.تعجبی نیست که در روابط خود متحمل یأس و سردرگمی زیادی می شویم، اما این چالش فرصت فوق العاده ای جهت سطوح بالاتری از بینش و رشد شخصیتی می باشد.این کتاب بدین منظور تألیف شده است که شما بتوانید چالش های زندگی تان را به ماجرایی مهیچ در عشق ورزیدن بدل نمایید.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:31 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

فصل 2

شش اشتباه بزرگ که اغلب زن ها مرتکب می شوند



-آیا تصور می کنید هرچه تا به حال درباره ی مردان آموزش دیده اید اشتباه بوده است؟ آیا از انجام کاری که مطمئن بودید همسرتان را خوشحال خواهد کرد، نتیجه ی عکس گرفته اید؟ آیا هنگامی که او به هر گونه لطف شما به طرزی منفی پاسخ می گوید، یکه می خورید؟
-آیا احساس می کنید آموزش هایی که در رابطه با مردان به شما داده اند، هرگز به دردتان نخورده است؟ چرا راهی را که امتحان می کنید، آن گونه که تصور کرده بودید نتیجه نمی دهد؟
چنان چه سؤال هایی نظیر موارد بالا برایتان مطرح شده است، نگران نشوید. این تنها شما نیستید که چنین یأس هایی را تجربه می کنید. در دوره های عملی و سمینارهایی که برگزار کرده ام، با هزاران زن نظیر شما سرو کار داشته ام. آنان نیز همانند شما احساس می کردند، می بایست اشتباهی در نحوه ی ارتباطشان با مردها وجود داشته باشد، اما مطمئن نبودند مرتکب چه اشتباهی می شوند و یا این که چگونه می بایست ایناشتباه را اصلاح کنند. بهبود روابطتان با مردها صرفنظر از این که ان مردشوهرتان، مدیرتان، دوستتان و یا همکارتان می باشد، نه اتنها بسته به درک رفتار اوست، بلکه نگاهی صادقانه به رتفار خودتان می باشد. روابط شما با مردها تا چه حد سالم است؟ در زیر آزمونی است که به منظور فاش ساختن نقاط قوت و ضعف روابط شما با مردهای زندگیتان طراحی شده است. برای هر یک از پرسش ها، یکی از پاسخ های زیر ار انتخاب کنید:
الف-تقریبا همیشه(سؤال های 7-1)2 امتیاز
الف-تقریبا همیشه(سؤال های 10-8)10 امتیاز
ب-به کرات(سؤال های 7-1)4 امیتاز
ب-به کرات(سؤال های 10-8)8 امتیاز
ج-گاه گاهی(سؤال های 7-1)6 امتیاز
ج-گاه گاهی(سؤال های 10-8)6 امتیاز
د-به ندرت(سؤال های 7-1)8امتیاز
د-به ندرت(سؤال های 10-8)4 امتیاز
هـ تقریبا هرگز(سؤال های 7-1)10 امتیاز
هـ تقریبا هرگز(سؤال های 10-8)2 امتیاز
به هر یک از سؤال های زیر با صداقت تمام پاسخ دهید. برای هر سؤال پاسخی را انخاب کنید که در اکثر اوقات در مورد شما صدق می کند. پرسش ها را بر این اساس که هم اکنون چگونه رفتاری می بایست داشته باشید، پاسخ ندهید، بلکه بر این اساس که معمولاً چگونه رفتاری دارید، پاسخ دهید.
1- هنگامی که در کنار مرد مورد علاقه ایم هستم، بخشی از خودم را در تلاش مداوم به منظور جلب تأیید و یا زیر پاگذاشتن نیازها و احتیاجاتم و یا بیش از حد هوشیار شدن در اطراف او از دست می دهم.
2- در قبال زندگی مرد موردعلاقه، احساس مسئولیت می کنم و همواره نیازمندم بدانم کارهایش را به خوبی انجام می دهد.
3- معمولاً به مردها اجازه می دهم با من رفتارهایی داشته باشند که بهطور معمول، خودم چنین رفتارهایی را از طرف زنی دیگر تحمل نمی کنم.
4- از جنسیت خود به منظور پیشبرد اهدافم با مردها استفاده می کنم. نظیر: دلبری کردن، به هیجان آوردن، حرکات جنسی، عرضه کردن بدن و غیره.
5- معمولاً هنگامی که در کنار مردها هستم، به علت ترس از واکنش آن ها در قبال اعمالم، از انجام کارهایی که دوست دارم، باز می مانم و نمی توانم احساسات واقعیم را نشان دهم.
6- نسبت به مردها، بدلیل رفتاری که در گذشته و یا حال با من داشته و یا دارند، احساس انزجار می کنم.
7- تظاهر می کنم که در کنارشان درمانده، مستأصل و سردرگم هستم و سعی می کنم جهت دریافت عشق و یا توجهی که بدان نیازمندم، کمتر آن ها را از خودم عصبانی نمایم.
8- چنین احساس می کنم که تمامی عشق، احترام، توجه و ستایشی که استحقاق آن را دارم از مرد زندگی خود دریافت می کنم.
9- همواره نیازهایم را از مردانی که دوستشان دارم، مطالبه می کنم و خواسته هایم را به آنان می گویم.
10- هنگامی که در کنار مردان قدرتمند (رئیس، پدر، شخصیت های ذیصلاح و غیره)هستم احساس آرامش و اعتماد به نفس کامل دارم. رفتار خود را تغییر نمی دهم و یا آن ها را حذف نمی کنم. بیش از حد تهاجمی، سمج و یا بیش از حد متعدل و مهربان هم نیستم.
حال امتیازات خود را برای سؤال های 1 الی 10 جمع بزنید.
اگر بین 80 تا 100 امتیاز آوردید، به شما تبریک می گویم. تلاش وتوجهی که در رابطه با رشد شخصی خود صرف نموده اید، قابل ستایش می باشد. شما آموخته اید زنی قدرتمند و در عین حال با مردهای زندگی خود مهربان باشید. هنگامی که در کنار مردانی هستید که برایتان مهم می باشند، اعتماد به نفستان بالا می باشد. می دانید ارتباط خوب ومؤثر برای خلق روابطی سالم و ادامه دار ضروری است. برای برحذر بودن از مشکلات آتی در نواحی که امتیاز کمتری گرفته اید، کار کنید.
در مرحله ی 60 تا 79 امتیاز: روابط شما با مردان زندگیتان بد نیست. اما می تواند بسیار بهتر از این باشد. اغلب زن ها در این ناحیه جای می گیرند. نشان های هشداری وجود دارند که می بایست به آن ها توجه کنید، تا از بروز مشکلات جدی تر به موقع جلوگیری کنید. از مرتکب شدن به شش اشتباه بزرگی که بعدا دراین فصل به آن ها خواهیم پرداخت، بر حذر باشید. استحقاق شما از عشق چیزی بیش از آن است که مطالبه می کنید.
در مرحله ی 40 تا 59 امتیاز: روابط شما با مردان با مشکلات جدی روبرو است. عادات احساسی و عاطفی بدی دارید که شما ار از دریافت عشق و توجهی که استحقاق آن را دارید، محروم می کند. چنان چه به برخورد از موضع ضعف ادامه بدهید، هرگز عشق و احترام دریافت نخواهید کرد. چنان چه به مانند پادری رفتار کنید و تظاهر نمایید که همه چیز خوب است، هرگز مرد زندگیتان برای شما احترام قائل نخواهد بود. وقت آن رسیده است که تغییر کنید. اولین قدم آن است که با خودتان صادق باشید و اذعان کنید، براستی خوشحال نیستید. مطالبی که از این کتاب می آموزید را به کار ببندید و از دوستانتان حمایت بخواهید. متعهد شوید، همان زن با قدرتمندی باشید که برای آن آفریده شده اید.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:35 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

در مرحله ی 39 یا پایین تر (اورژانس): روابط شما با مردها نامناسب است. شما مدت ها است که رنج و درد زیادی را تحمل می کنید. به طوری که کاملا فراموش نموده اید چگونه خودتان باشید. شاید حتی نمی دانید رابطه ی سالم با یک مرد به چه معناست. وقت آن رسیده است که به سرعت اقدامی صورت دهید. البته قادر نخواهید بود این کار را به تنهایی انجام دهید. برای این کار از زنان دیگر کمک بگیرید. یک درمانگر مهربان و با تجربه بیابید و به گروه درمانی بپیوندید و یا از این کتاب تا آن جا که می توانید استفاده نمایید. عشق بیشتری به خودتان بورزید و با بی حسی، کرختی و انزجار بجنگید. به بازی در نقش های قربانی شدن خاتمه دهید. این تنها خود شمایید که می توانید این وضع را تغییر دهید، چون استحقاق شما به مراتب بیشتر از این است.
توصیه ام به شما این است که هرچند وقت یک بار این آزمون را تکرار کنید، تا بتوانید پیشرفت تدریجی تان را ارزیابی نمایید. ابتدا اصول بیان شده در این کتاب را به کار بسته و سپس چند هفته بعد مجدداً به آن مراجعه کنید. حال می بایست با دریافت نمره ی بالاتری، پیشرفت واقعی از خود نشان داده باشید، تا بتوانید در جهت خلق روابط مناسب و صمیمی تر با مردان زندگیتان که استحقاق آن را نیز دارید، به حرکت در آمده باشید.

آیا شما عادت دارید از مردهای زندگیتان مردهای بدی بسازید؟
آگاهانه یا ناآگاهانه با رفتار خاصی که با مردهای زندگیتان دارید، آنان را تضعیف کرده و از آن ها افراد بدی می سازید.

در این جا منظورم این نیست که تمامی مشکلات روابطتان تقصیر خود شما است و یا این که رفتار شماست که بد می باشد و یا این که مردها نیازی به تغییر ندارند. آن چه در این جا سعی در بیان آن دارم، این است که نحوه ی رفتار ما زن ها با مردها پنجاه درصد از مشکل را تشکیل می دهد.
بسیاری از رفتارهایی که به ما آموزش داده اند تا زنان مهربان و آکنده از عشق و محبتی باشیم، دقیقاً همان رفتارهایی هستند که برای روابط ما با مردها مضر و مخرب می باشند.
البته چنین نیست که ما این اشتباه ها را عمدا مرتکب می شویم. این الگوهای رفتاری برخی از ما می باشد که بوسیله ی مادران، مادربزرگ ها و مادر مادربزرگ هایمان آموزش داده شده است، اما هنگامی که این عادت ها و روش ها را در دنیا امروزی به کار می بریم، احساس بدی به ما زن ها می دهند و باعث می شوند مردهای زندگیمان رفتار بدی با ما داشته باشند.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:37 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

شش اشتباه بزرگ که زنان در رابطه با مردان مرتکب می شوند
1- زنان در حق مردان مادری کرده و با آنان به مانند بچه رفتار می کنند.
2- زنان خود و ارزش هایشان را زیر پا گذاشته و در مقایسه با مردها، خودشان را در مقام دوم قرار می دهند.
- زن ها عشاق قدرت های یک مرد می شوند.
4- استعدادها و توانایی های خود را دست کم گرفته و یا گاهی اوقات آن را مخفی می کنند.
5- زنان از موضع ضعف برخورد می کنند.
6- زنان هنگامی که نیازهایشان را از مردها مطالبه می کنند، به مانند دختر بچه ها رفتار می نمایند.
اشتباه 1: زنان در حق مردان مادری کرده و با آن ها به مانند بچه رفتار می کنند.
آیا هرگز چنین مواردی را به همسرتان گفته اید؟
- «عزیزم کیف پولت را فراموش نکنی.»
- «موقع برگشتن فراموش نکنی لباس ها را از خشکشویی بگیری.»
- «قبض برق را پرداختی؟»
- «می دانی مخزن سوخت تقریباً دیگر تمام شده؟»
- «یادت رفت میز رزو کنی؟ خوب اشکالی ندارد، خودم تلفنی این کار را برایت انجام می دهم.»
- «چند بار بایدگفت این حوله های خیس را روی زمین نینداز.»
- «اگر با این لباس نازک بیرون بروی، حتما سرما می خوری.»
چنان چه شما نیز مانند من مرتکب این اشتباهات شده باشید، احتمالا پس از خواندن این جملات احساس گناه می کنید. اشتباه شماره ی یک، یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی با مردها است. به گونه ای با آنان رفتار می کنیم، گویی کودکی بیش نیستند و این طورفرض می کنیم که ناتوان هستند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند که ما زندگیشان را بگردانیم.
می دانم چه فکر می کنید. بله این پیش فرض های ما در بسیاری از مواقع حقیقت دارند و ممکن است حق با شما باشد، اما موضوع این نیست؛ موردی که در این جا اهمیت دارد این است که:
هنگامی که با یک مرد مانند پسر بچه ی کوچکی رفتار می کنید، او نیز شما را مأیوس نکرده و به مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز ناتوان، درمانده وضعیف می نماید.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:40 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چگونه زن ها در حق مردها مادری می کنند؟
1- در حق آن ها زیاده از حد مفید واقع شدن و انجام دادن کارهایی که می بایست خودشان انجام بدهند؛ مثلاً: به دنبال کلیدش می گردیم. لباس هایش را پشت سرش جمع می کنیم. کراواتش را برایش درست کرده، موهایش را مرتب می نماییم. صبح ها قبل از آن که به سر کار برود لباس هایش را انتخاب می کنیم. شب ها بعد از برگشتن از کار لباس هایش را از تنش در می آوریم.
2- راه انداختن بازی های کلامی با آنان، بازی حدس بزن، جهت بیرون کشیدن اطلاعات از آنان، به او می گوییم: گرسنه ای؟ دوست داری کمی آش برایت درست کنم، نه؟ برایت ماهی درست کنم؟ دسر چطور؟ با یه سوپ چطوری؟ زیاد جالب به نظر نمیاد؟ خب بذار فکر کنم. با یه ساندویچگریل شده ی پنیر چطوری؟ اونم دوست نداری؟
3- ما معمولاً چنین فرض می کنیم؛ مردها کم حافظه بوده و یا فراموش کار هستند و اطلاعاتی که می بایست خودشان به خاطر داشته باشند را به آن ها گوشزد می کنیم: یادت باشد وقتی رسیدی زنگ بزنی. یادت نرود سوزی را از کلاس موسیقیش برسانی خانه. یادت باشد آشغال ها را دم در بگذاری! وقت دکترت یادت نرود!
4- آن ها را نکوهش می کنیم، گویی بچه اند. چطوری می توانی بدون ژاکت بیرون بروی؟ نمی بینی هوای بیرون سرده؟ چند بار باید بگویم قبل از این که بخوابیم چراغ ها را خاموش کن. صورت حساب های برق خیلی داره بالا میره. دیشب وقتی داشتی فوتبال تماشا می کردی، سه تا نوشابه و یک پیتزای بزرگ خوردی، عجیب نیست اگر دلت درد گرفته باشه.
5- به عهده گرفتن کارهایی که فکر می کنید نمی توانند بدرستی انجام بدهند: «اگر اجازه بدم برای شام فردا اون جایی را رزرو کنه، می دونم مثل همیشه یک اشتباهی می کنه. یا وقت را اشتباه می گه، یا یادش میره که یک میز خوب انتخاب کنه. بنابرای همیشه خودم این کار را می کنم.» «بار آخر که استیون را فرستادم برای بچه ها لباس بخره، فاجعه بود. بچه ها هرگز نتونستن اون لباس ها را برای مدرسه بپوشند. این دفعه خودم می برمشان. نمی تونم اجازه بدم دوباره چنین اتفاقی بیافته.» « ماه ماها پیش، از جنین خواستم یک هتل خوب توشیکاگو پیدا کنه، اما اون فراوش کرد این کار را بکنه. حالا برنامه ی سفرمان سه هفته عقب افتاده و این منم که مجبورم همه ی کارها را انجام بدم. بهتر بود از اول خودم کارها را انجام می دادم.»

6- اصلاح کردن اشتباهاتشان و امر و نهی کردن به آن ها: «نه عزیزم اون زن و شوهری که تو تعطیلات دیدیم، اهل ویرجینیا بودند، نه وست ویرجینیا.» «عزیزم اون طور که این کلمه را در جمله به کار بردی، اشتباه بود.» «فکر می کنم اگر مسیر 41 را انتخاب کنیم به ترافیک خیابان گرد بر نمی خوریم.» «اگه جای تو بودم الان از سمت چپ رانندگی می کردم». «چرا به مادرت زنگ نمی زنی بگی بچه ها مریض شدند و سرت خیلی شلوغه و برای یکشنبه ی دیگه نمی تونیم به اون سر بزنیم. هرچی گفتی این یکی را نگو که هفته ی پیش رفتیم و مادر منو دیدیم.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

پستتوسط aysan » يکشنبه دي ماه 11, 1390 10:43 am

Re: رازهایی درباره ی مردان

چرا زن ها در حق مردها مادری می کنند؟
می دانم متنفرید از این که بشنوید، شما هم در حق مرد زندگیتان مادری می کردید، اما باور کنید. تنها شما نیستید که این کار را می کنید. دلیل این کار چیست؟
- ما زن ها برای مادری کردن آموزش دیده ایم و برای آن نیز پاداش می گیریم. وقتی بچه بودید، یگانه الگویتان مادرتان بود. همواره شاهد بودید که او چگونه از شما، برادر و خواهرهایتان حمایت می کرد. بدین ترتیب آموختید چگونه حمایتگر، مهربان و فداکار باشید و به نیازهای دیگران رسیدگی کنید. این موضوع نیز حقیقت دارد که شاهد بودید، چگونه مادرتان به ویژه در حق پدرتان مادری می کرده است. پس بیایید به موضوع این طور نگاه کنیم که اگر شما شاهد بودید، به جای این که مادرتان به طرزی رمانیک با پدرتان رفتار بکند، همیشه در حق او مادری می کرده است، در نتیجه شما هم در کودکی چنین آموختید. این همان رفتاریاست که زن ها باید با مردها داشته باشند. پس وقتی خودتان بزرگ شدید و ازدواج کردید، عینا همین کار را با همسرتان کردید.
هنگامی که جولی جهت مشاوره نزد من آمد، سه سال از ازدواجشان با فرد می گذشت. او به تلخی می گفت: «احساس نمی کنم همسر او هستم، بلکه احساس می کنم مادرش هستم. او هم همیشه مثل یک بچه ی کوچک رفتار می کنه و از من انتظار داره به جای او فکر کنم، دنبالش راه بیافتم و لباس هاش رو جمع کنم. در واقع مسئولیت همه ی امور بامنه. برای همین هم او مدام تنبل و تنبل تر میشه و درعوض من عصبانی و عصبانی تر میشم.»
جودی آگاه نبود که مادری کردن برای او که یک زن است، طبیعی می باشد. او از فرد به خاطر این که مردی ناپخته و بچه گونه است مدت ها بود که شکایت داشت، اما هرگز به سهمی که خودش در این رابطه باید ایفا می کرد توجهی نداشت. در خلال صحبت هایم با جولی از او راجع به پدر و مادرش پرسیدم و بعد از کمی پرس و جو، کم کم ریشه ی بازی مادرانه اش آشکار شد. در حالی که غمگین بود چنین به خاطر آورد: «هرگز به یاد ندارم که پدر و مادرم با هم صمیمی و یا خیلی رمانتیک بوده باشند. پدرم به خاطر شغلش زیاد به سفر می رفت و زنده ترین و معمول ترین خاطراتم از مادرم به زمانی تعلق درد که چمدان های پدرم را قبل از سفر برایش می بست و بعد از آن که از سفر بر می گشت، چمدان هایش را باز می کرد. همیشه با دقت قرار های ملاقات پدرم را به او یادآوری می کرد و همیشه لباس هایش را برایش مرتب می نمود. پدرم نیز به نوعی مانند یکی از بچه ها بود. مادرم، هم به پدرم و هم به ما سرکوفت می زد. شام و ناهارمان را جلویمان می گذاشت. در آن سنین می بایست چنین نتیجه گرفته باشمکه عشق ورزیدن به یک مرد، باید مانند رفتاری باشد که مادرم با پدرم دارد.»
تا همین اواخر مادری کردن یگانه شغل قابل قبول برای زنان محسوب می شد. به اضافه ی دو شغل دیگر: پرستاری و معلمی. در بچگی همواره شاهد بودیم که چگونه مادرانمان به واسطه ی رفتارهای حمایتگرانه و مادرانه شان پاداش می گرفتند و اگر چنین رفتارهایی از ما سر می زد به ما نیز این چنین پاداش می دادند: «سالی خوب و شیرین من، چقدر خوب از برادرت مواظبت می کنی»، یا «جین ختر خوبی باش و دمپایی پدرت را جلوش جفت کن.» و «تو دختر عزیز خودم هستی.»
هرگاه می خواهیم مردی ما را دوست بدارد، باید در نقش مادر برای او ظاهر شویم.
دارلین که پانزده سال بود ازدواج کرده، چنین گفت: «هرگاه احساس می کنم از چارلی عشق و توجه کافی دریافت نمی دارم، فورا در نقش مادر براش ظاهر می شم. غذاهای موردعلاقه اش را می پزم، کشوهاشو مرتب کرده و سعی می کنم تا اونجا که امکان داره، براش مفید باشم. من دوست دارم، او بیشتر در نقش یک معشوق خوب برام باشه تا شوهر. البته چیزی که نصیبتم میشه، دقیقا برعکس این خواسته است. او مثل یک پسربچه ی خوب که از من به خاطر این که این قدر دقیق و منظم هستم، تشکر می کنه».
- پس به این دلیل در حق مردان زندگیمان مادری می کنیم که آن ها را به خود وابسته سازیم. وقتی سخت تلاش می نماییم تا کلیه ی نیازهای شوهرهای خودی را برآورده کنیم، او را شدیدا به خود وابسته می کنیم. همه ی ما چنین صحنه هایی را در فیلم ها و سریال های تلویزیونی زیاد دیده ایم.مردی که همسرش خانه نیست، مجبور است خودش به تنهایی تمامی کارها را انجام بدهد. او وقتی می خواهد برای بچه ها غذای ساده ای آماده کند، درست مثل یک دست و پا چلفتی رفتار نموده، عاجز و درمانده می شود. در نتیجه هرچه بیشتر از مردی مواظبت کنید، او بیشتر به شما تکیه می کند و بدین ترتیب وابسته تر می شود. ما زن ها بدین وسیله با ترس از طرد شدگی خود مقابله کرده و طوری آن ها را به خودمان وابسته می کنیم که هرگز نتوانند فکر ترک کردن ما را بکنند. گویی ضمیر ناخودآگاه ما در می یابد، اگر به اندازه ی کافی به ما محتاج باشند، هرگز ما را ترک نخواهند کرد.
- با این حال مردان به این که در حقشان مادری شود، عادت دارند و خواستارند از آن ها مواظبت شود. اخیراً در یکی از سمینارهایم که برای گروهی از زنان ترتیب داده بودم، یکی از حاضرین از من پرسید: «چرا زن ها برای مردها مادری می کنند؟» یکی از ردیف آخر گفت: «برای این که مردها دوست دارند.» همگی خندیدیم، زیرا می دانستم این گفته ی او بدور از حقیقت نیست. آیا هنگامی که برای مردها مادری می کنیم، آن ها شکایتی می کنند؟ جواب: بعضی وقت ها مخالفت می کنند، اما اکثر اوقات راضی هستند.
وقتی در حق مردها مادری می نمایید، آن ها احساس عشق می کنند.
مردها در کودکی همواره شاهدبودند که مادرشان از آن ها مراقبت می کرده است. بنابراین برایشان عادی است به همسر خود اجازه دهند، تا که این نقش را نیز ادامه دهد. این موضوع بویژه حقیقت دارد. چنان چه مادر همسرتان مدام در حق او مادری کرده باشدف ممکن است در ذهنش مادر، همسر و حمایتگرتداعی بیشتری از کلمات عاشق، معشوق، بهترین دوست و یا شریک زندگی داشته باشد. چنان چه همسرتان در کودکی محبت و توجه کافی از جانب مادر خود دریافت نکرده باشد، با خوشحالی تمام اجازه خواهد داد، تا این کار ناتمام او را برایش به پایان برسانید.
امضا

بخـنــدهــرچـنــد غـمـگینــی

بـبخــش هــرچـنـد مـسکینـــی

فـرامـوش کــن هــرچـنــد دلــگیــــری

زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...

بخنـــد. ببخــش و فرامـوش کـــن

هــرچـنــد میدانم .آســـان نــیســـت.


کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh,yasbahary
نماد کاربر

aysan
مدیر تالار
مدیر تالار
 
نام واقعی: nazanin
پست ها : 2567
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 9, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 619 بار
تشکر شده: 1484 بار

بعدي

بازگشت به اجتماعی و سیاسی

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان




این محل تبلیغات برای کاربران بالای 5000 پست نمایش داده نمی شود.