توجه: ضمن عرض خوش آمد، شما به عنوان مهمان این صفحه را مشاهده می نمایید و دارای محدودیت هستید. لینک ها و تصاویر بصورت غیرمستقیم نمایش داده می شود.
جهت استفاده کامل و رفع محدودیت ها لطفا وارد شوید و یا در کمتر از 2 دقیقه عضو پرتال بزرگ ایرانیان شوید.
X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
داستان توبه علي گندابي(صوتی) - تالار گفتمان ایرانیان • مشاهده مبحث - داستان توبه علي گندابي(صوتی)



این محل تبلیغات برای کاربران بالای 10000 پست نمایش داده نمی شود.

داستان توبه علي گندابي(صوتی)

میتوانید کتاب های داستانی و رمان ها را جهت مطالعه و یا دانلود در این انجمن قرار دهید.

پستتوسط niyayesh » جمعه آذر ماه 11, 1390 10:44 pm

داستان توبه علي گندابي(صوتی)

نقل داستان علی گندابی از زبان حاج سيد حسين مومني:

+ دانلود فایل صوتی سخنرانی

توصیه میکنم حتماً دانلود کنید و گوش کنید زیباست


متن داستان:

مترجم تفسیر المیزان حاج سید محمد باقر موسوی همدانی این داستان به گفته ایشان نقل شده که داستان عبرت آموزی است
علی نامی هست تو همدان که الان در کنار مصلی فعلی همدان هست به نام گنداب زندگی می کنه .چون تو این محل زندگی می کنه بهش می گفتن علی گندابی.علی گندابی قیافه بسیار خوشگل داشته موهای بور چشم های زاغ داشته خلا صه خیلی خوشگل بوده و یک کلاه پشمی سرش میزاشته که به خوشگلیش می افزوده این علی اقا لات بوده ولی یک جو معرفت و مرام ته اون دلش داشته یک روز جلو قهوه خونه نشسته داره قلیون می کشه یک دفغه یک زنه تازه شوهر کرده چشمش به علی افتادوایمیسته به علی نگاه می کنه علیم خوشگلو خوشتیپ بود .بعد علی پا شد موهاشو خراب کرد کلاهشو پرت کرد بعد به خودش گفت که علی تو خجالت نمی کشی تیپ زدی که ناموس مردم بیاد به تو نگاه کنه.خلاصه اون روز گذشت .حاج شیخ حسن نامی تو همدان روضه خون بود.می گه رفتم تو یک دهات تو همدان که روضه بخونم .اومدم که بر گردم دیروقت شده بود.درای دروازه رو بسته بودن.خدایا بخوام بمونم حیونای درنده اینجان بخوام برگردم دهات باید تو مسجد جامع تا فردا صبح روضه بخونم اومدم در بزنم دیدم واویلا چی شده علی گندابی قمه به دست عرق خورده عربده کشون پشت در وایستاده با رفیقاش . نه میشه برگشت نه میشه وایستادنه می تونم برم تو خلاصه توکل کردم به خداو در زدمو رفتم تو علی گندابی در باز کرد عربده کشون قمم دستش گفت حاجی این وقت شب اینجا چه غلطی می کنی گفتم راستش علی جان رفتم یکی از دههای اطراف روضه بخونم علی به حاجی گفت چه خبر هر روز روضه روضه چه خبره حاجی گفت اخه علی جان الان فرق می کنه امشب شب اول محرم امام حسینه .علی گندابی عرق خورده مست لایعقل قمه به دست تا اینو شنید اینقدر با سر زد تو این دروازه بعد به خودش گفت علی خجالت نکشیدی محرمه اومدی داری عرق می خوری ای بی حیا .همه وقت گناه تو محرمم گناه همه وقت گناه تو ماه رمضون گناه هی سررو میزنه به در تا که یک کم اروم شد به حاجی گفت باید برام روضه بخونی حاجی گفت اینجوری نمیشه که روضه ممبر می خواد مستمع می خواد علی گفت این حرفا نیست من حالیم نمیشه چهار دستو پا افتاد زمین گفت من خودم ممبرت میشم گفت بشین رو شونه ی من شروع کن به روضه خوندن . افتاد رو زمین ما هم نشستیم رو کمرش گفتم بسم الله الرحمن الرحیم دوباره پا شد گفت حاجی تجهیزاتتو بزار کنار تیکه تیکت می کنم برو صاف در خونه ابوالفضل العباس بگو علی اومده .حاجی نشست رو کمرش بدون مقدمه شروع کردای اهل حرم میرو علمدار نیامد سقای حسین سیدو سالار نیامد یک دفعه دیدم دارم بالا و پایین میرم یه هو دیدم علی مست عرق خورده داره به پهنایی صورت اشگ میریزه وقتی که تموم شد بلند شد دستمو گرفت علی به حاجی گفت دستت دردنکنه که برام روضه خوندی علی به حاجی گفت میشه یک کار دیگه برام بکنی من خجالت میکشم حاجی گفت بگو گفت میشه روتو به سمت نجف امیر المومنین بکنی به آقا بگی که علی قول داده دیگه لب به عرق نمی زنه .خداحافظی کردیم اون رفت خونه منم رفتم خونه .فردا صبح حاجی رفت مسجد جامع نمازو که خوند رفت رو ممبر کفت که علی گندابی توبه کرده کسی باور نمیکرد بعد روضه با مردم رفتیم در خونش زنش اومد گفتیم کو علی زنش گفت که علی نصف شب اومد ساکش برداشت گفت که زن من میرم یا ادم میشم برمی گردم یا اصلا بر نمی گردم بعد گفتیم حالا کجا رفته علی . زنش گفت علی گفته که به جز کربلا کجارو دارم که برم میرم کربلا.مدتی علی گندابی اومد کربلا و مقیم کربلا شد خوب که زنگار از دلش زودوده شد بلند شد اومد نجف.میرزای شیرازی تو نجف داره نماز میخونه علی گندابی صف اخره کم کم اومد جلو اومد جلو تا ملازم میرزا شد کنار میرزا .هر وقت میرزا میومدحرم که نماز بخونه میدید که هنوز علی نیومده وامیستاد تا علی بیاد بعد نمازشو بخونه.یک روز دارن نماز میخونن میگن که میرزا فلان عالم تو نجف مرده میرزا گفت باشه قبری همین جا زیر پای زائرین امیرالمومنین بکنین بین سلاطینو هم بیارین من نمازشو میخونم بعد از نمازم دفنش می کنیم .نماز اولو خوندن گفتن میرزا قبر اماده شده ولی اون عالم دوباره زنده شده قلبش داره کار می کنه میرزا گفت رو قبرو نپوشونین یک حکمتی تو این قصه هست باید باشه . نمازه دومو که خوندن السلامو علیکم ورحمتوالله و برکاتو گفتن میرزا چی شده علی گندابی سر از سجده بر نمی داره . اومدن ت...ش دادن علی علی . دیدن علی افتاده مرده از دنیا رفته بعد میرزا لبخند زد گفت می دونین علی تو سجده اخر نمازش چی گفت امیرالمومنینو واسطه قرار داد خدارو قسم داد به ابروی علی گفت خدایا زیر پای زائرین امیرالمومنین یک قبر خالیه من برم اونجا .ببنید گریه ابوافضل العباس ادمو به کجا میبره.                                                                                                         __________________

برای نویسنده این مطلب niyayesh تشکر کننده ها:
Anahita (جمعه آذر ماه 11, 1390 11:06 pm)
رتبه: 5.26%
 

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
alimortazavi,Anahita,admin,Aida-m,Sheva7
نماد کاربر

niyayesh
عضو حرفه ای
عضو حرفه ای
 
نام واقعی: باران
پست ها : 2682
تاريخ عضويت: جمعه تير ماه 16, 1390 12:00 am
تشکر کرده: 525 بار
تشکر شده: 471 بار

پستتوسط alimortazavi » جمعه آذر ماه 11, 1390 10:51 pm

Re: داستان توبه علي گندابي

گوش داده بودم قبلا خیلی زیبا بود.ولی...
امضا
بگویید روی سنگ قبرمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند بی عرضگان این برهه از تاریخ ما بودیم..
(خسرو گلسرخی)

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

alimortazavi
عضو رسمی
عضو رسمی
 
نام واقعی: seyed
پست ها : 3191
تاريخ عضويت: دوشنبه خرداد ماه 2, 1389 12:00 am
محل سکونت: قزوین
تشکر کرده: 1104 بار
تشکر شده: 433 بار

پستتوسط Anahita » جمعه آذر ماه 11, 1390 11:07 pm

Re: داستان توبه علي گندابي(صوتی)

قبلا گوش داده بودم ولی بازم ممنون خیلی جالبه
امضا
بَـرآےِ בَرבهــآیـَـم نـِشانـِہ مےگـُذآرَم؛ تـآ یـآבَم بـِمــآنَــב؛کُـجـآ، בَسـتِــ خُــבآ رآ رَهــا کَــرבَم ...

کاربرانی که این پست را پسندیده یا نپسندیده اند:
niyayesh
نماد کاربر

Anahita
عضو حرفه ای
عضو حرفه ای
 
نام واقعی: آناهیتا
پست ها : 1524
تاريخ عضويت: پنج شنبه مرداد ماه 13, 1390 11:50 pm
تشکر کرده: 274 بار
تشکر شده: 249 بار

پستتوسط admin » جمعه آذر ماه 11, 1390 11:12 pm

Re: داستان توبه علي گندابي(صوتی)

منم گوش داده بودم
امضا
_____________________________________________

لطفا قوانین و مقررات را مطالعه کنید

لطفا قبل از استفاده از گزینه (مشاهده تصوير ضميمه شده
) قوانین استفاده از آن را حتما مطالعه کنید

لطفا قوانین تاپیک هایی که در بخش معلق یا آرشیو قرار دارند را مطالعه کنید
_____________________________________________

نماد کاربر

admin
طراح و برنامه نویس سایت
طراح و برنامه نویس سایت
 
نام واقعی: رضا تیلور
پست ها : 7316
تاريخ عضويت: چهارشنبه فروردين ماه 11, 1388 12:00 am
محل سکونت: پرشین_کاسپین
تشکر کرده: 1437 بار
تشکر شده: 606 بار


بازگشت به داستان و رمان ها

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان




این محل تبلیغات برای کاربران بالای 5000 پست نمایش داده نمی شود.
cron